نمىشد . حوزهء درس يا « كلاس » در يكى از اطاقهاى خانهء نشيمن آخوند باجى تشكيل مىشد ولى در دورانهاى بالنسبه دور ، اين قبيل مكاتب در شبستانهاى مساجد محلّ تشكيل مىيافت و شايد بدانجهت بوده است كه مكاتب مذكور را در اردبيل اغلب بنام مسجد مىخواندند و بچهها بجاى مكتب از آنها بنام مسجد ياد مىكردند و چنين مىگفتند كه « به مسجد مىروند » يا مثلا « درس روز را در مسجد ياد گرفتهاند » و . . .
آخوند باجى در بالاى اطاق بر روى تشكچهاى مىنشست و پشت به ديوار تكيه مىنمود . ميز كوچكى در جلوى خود مىگذاشت و دو سه تركهء كوچك چوب نيز در كنار تشكچه جاى مىداد . بچهها دورتادور در كنار اطاق ، پشت به ديوار مىنشستند و در صورتى كه عدهء آنها زياد مىبود از وسط آن نيز استفاده مىكردند . هريك از آنها جزوهء معينى ، كه در قسمت اول آن حروف الفبا با هجاى مخصوص آنها ، جهت ياد گرفتن نوشته شده بود ، با خود داشتند . قسمت ديگر جزوه حاوى سورههاى كوچك آخر قرآن بود و كتاب درسى آن روز بشمار مىآمد .
همهء بچهها در به دو ورود تعليمات را با آن آغاز مىكردند ولى همه با هم همدرس نبودند و متناسب با تاريخ ورود ، بگروههائى تقسيم مىشدند . بدينمعنى مثلا چند بچهاى كه در يكروز يا ظرف يكهفته وارد شده بودند درس را با هم شروع مىكردند و باصطلاح روز با هم همدرس مىشدند ولى آنهائيكه قبل از آنها آمده بودند در صفحات پيشين جزوه ، با هم همدرس بودند و كسانى كه بعدا وارد مىشدند به همين قرار با هم همدرس مىگرديدند .
جزوهء درس معمولا با عبارت
« هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ »
« 1 » از قرآن مجيد آغاز مىگشت و بعد از عبارت
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » *
« 2 » دعائى بدين شكل « ربّى يسّر ، و لا تعسّر ، سهّل علينا ، يا ربّ العالمين » « 3 » در آن به چشم مىخورد و در دنبالهء آن حروف الفباى عربى نوشته بود .
هامش
( 1 ) - آخر آيهء 25 از سورهء 34 سبأ است ، يعنى خدا گشايندهء داناست .
( 2 ) - عبارتى است از قرآن مجيد كه خداوند متعال خود را با دو صفت ممتاز بخشندگى و مهربانى ياد مىكند .
( 3 ) - يعنى خدايا آسان گردان ، مشكل منما ، بر ما سهل كن ، اى پروردگار عالميان .