مؤلف كتاب عالمآراى عباسى مىنويسد كه « مير سيد حسين جبلعاملى » ، نوّهء دخترى خاتم المجتهدين « شيخ على عبد العالى » در زمان شاه طهماسب در دار الارشاد اردبيل بتدريس و شيخ الاسلامى قيام داشت . يا « دائرة المعارف جغرافيائى جهان » از يك مدرسهء بسيار عالى در اردبيل و يك كتابخانهء پر از كتابهاى خطى در آنجا سخن مىگويد . چنان كه دائرة المعارف « بريتانيكا » نيز بوجود مدارس عالى در آن اشاره مىنمايد .
برنامههاى تحصيلات قديمه :
بهرحال در باب تعليم و تربيت در قديم مىتوان از دو جهت مطالعه نمود يكى ماده و موضوع مطالب درسى و ديگرى صورت و كيفيت تدريس آنها .
از حيث اول بهترين مدرك ، گفتههاى خواجه نصير الدين طوسى در اخلاق ناصرى است . او كه در 633 هجرى ، يعنى 765 سال پيش از تاريخى كه ما اين مجموعه را گرد مىآوريم ، كتاب خود را تأليف كرده است هدف تعليم و تربيت را سعادتمند ساختن انسانها مىداند و وسيلهء رسيدن به اين سعادت را چهار فضيلت « حكمت ، شجاعت ، عفت و عدالت » قلمداد مىكند و براى هريك از آنها تعاريف و اقسامى مىشمارد كه چون جاى بيان آنها در اين كتاب نيست از آوردن آنها صرفنظر مىكنيم و بدين نكته اجمالا اشاره مىنمائيم كه سعادت در نظر او ، و طبعا در عهد و زمان او ، بر سه قسم عنوان مىشده است : نفسانى ، بدنى و مدنى . و هريك از آنها وسيلهاى داشته است كه خواجه نصير در باب اوّل كتاب خود تحت عنوان « تهذيب اخلاق » بتفصيل از آنها سخن گفته است و حاصل آن اينست كه براى نيل بسعادت نفسانى ، آدمى بايد تهذيب اخلاق ، منطق ، رياضى ، طبيعى و الهى بخواند . براى سعادت بدنى بايد طب و بهداشت و معالجه و نجوم را ياد بگيرد . و در راه رسيدن بسعادت مدنى بايد علوم شرعى يعنى فقه ، كلام ، اخبار ، قرآن و تفسير را بداند .
اين دانشمند علاوه بر مطالب فوق معتقد است كه انسان بايد علوم ظاهرى مثل ادب ، نحو ، بلاغت ، كتابت ، حساب ، مساحت ، و استيفا را نيز فرابگيرد .
گرچه دانشمندان بزرگ اخلاق ناصرى را از جهات مختلف مورد توجّه و بررسى