تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
با آنكه باستناد مدارك متقن تاريخى در وجود چنين مركزى در آن خطه ، يعنى ناحيهء مغان ترديد نيست مع الاسف از تشكيلات آن و نحوهء آموزش و پرورش در آنجا هيچگونه اطلاعى در دست نمىباشد و يا نگارنده در جستجوى خود براى يافتن آنها ناكام مانده است . و لذا آدمى از راه حدس و گمان مىتواند بگويد كه در آنجا ، مغان يا موبدان بزرگ بعنوان معلم و مربى اصول دين و چگونگى نشر و تبليغ احكام و بحث و مجادله با مخالفان را ، به كسانى كه قصد ورود در سلك مبلّغين دينى داشته آمادهء خدمت در رشتهء روحانيت بوده‌اند ، تعليم مىدادند . بر اثر فقدان مدارك و نقص اطلاعات در باب تعليم و تربيت قبل از اسلام ، بايد از ورود در آن مبحث از خوانندگان كتاب پوزش بخواهيم و يادآور شويم كه بعد از حملهء اعراب بآذربايجان ، و تسلط آنان بر اردبيل ، امر تعليم و تربيت مختص بمسائل اسلامى گرديد و ياد دادن قرآن و احكام دين وجههء همّت مربيّان قرار گرفت . شك نيست كه اين كار ابتدا مىبايست بوسيلهء معلّمان و مربيّان عرب صورت گيرد زيرا ايرانيان تازه بدان آئين گرويده و هنوز آن را بدرستى نمىشناختند و اطلاعات كافى دربارهء اصول و فروع آن نداشتند . در گفتارهاى پيشين گفته‌ايم كه خلفاى صدر اسلام ، بهمراه سرداران جنگى ، كسانى را نيز بمتصرفات خود مىفرستادند و با مساعدتهائى كه از محل بيت المال به آنان مىكردند ، آنها را وادار بتعليم قرائت قرآن بساكنان نقاط مفتوحه مىنمودند و احكام اسلامى را به آنان مىآموختند و اين اشخاص در آنزمان به « اهل عطا » معروف بودند . « 1 » مىتوان گفت كه مأموريت اهل عطاى عرب موقتى بود و كم‌كم كه دانشمندانى از اهالى نقاط متصرفى ، اصول و احكام را فرامىگرفتند و مقررات اسلامى را در مىيافتند خود جانشين آنها مىشدند و در مكتبهائى ، كه غالبا در مساجد برپا مىكردند ، بامر تعليم و تربيت ديگران قيام و اقدام مىنمودند و يا در منبرها و
هامش
( 1 ) - گفتار سوم . اردبيل در گذرگاه تاريخ . جلد اول . صفحهء 27 .