ملكه مادر شاه سر درآوردند .
زاهدى با بدست آوردن چند تانك و با استفاده از كاميونهاى زبالهجمعكنى شهردارى تهران ، بگفتهء آزاديخواهان ، گروهى از كسانى را ، كه ما در واقعهء 21 آذر 25 اردبيل از آنها ياد كردهايم و نيز عدّهاى از زنان روسپى شهر نوى تهران را ، سوار بر آنها كرده ، با شعارهاى زندهباد شاه و مرگ بر مصدق . . . بيكبار در خيابانها به حركت درآورد و بدينوسيله با هو و جنجال آمدن شاه و سقوط مصدق را در شهر شايع كرد .
دكتر مصدق كه به پشتيبانى ملّت اطمينان داشت ، حادثه را كماهميت پنداشت و از مقابله با آن خوددارى نمود و با اين تسامح خود عامل بارور شدن كودتا گرديد . با اينحال بعد از وى كسانى دربارهء او نيز مطالبى گفتند و او را بهمكارى با آمريكا براى جلوگيرى از رشد حزب توده و نفوذ روسها متّهم كردند .
كودتاچيان با همين وضع ببعضى از نقاط حساس ، از جمله مركز فرستندهء راديو هجوم آورده آن را بىهيچ مقاومتى تصرف كردند و با پيامها و شعارهائى كه از راديو پخش نمودند بيكبار وضع را در همهء كشور ، منجمله اردبيل دگرگون ساختند .
آن روز مصادف با روز شهادت « حضرت مسلم بن عقيل ع » در كوفه بود و در بعضى از ميدانهاى اردبيل مراسم عزادارى و شبيهخوانى ، در ساعات بعدازظهر برپا گشته بود .
ساعت 4 بعدازظهر بود كه گفتههاى راديو تهران در اردبيل پيچيد و ناخودآگاه دعوتى از اوباش ، براى ريختن به خيابانها و ايجاد بلوا شد . لطفى كه خدا در آن روزها با مردم اين شهر كرد فرار جمعى از شاهدوستان بود كه همواره براى بدست آوردن چنين فرصتهائى مىگشتند . اينان كه در صدر آنها سرهنگ معصومى نام رئيس شهربانى ، آقاى رسول صميمى سردستهء شاهپرستان و برخى از اعيان و ذوات الصدرها بودند ، بعد از فرار شاه از ايران ، از اردبيل بروستاها يا تهران و تبريز گريختند و اگر آن روز در اردبيل مىبودند بلاترديد وضع 21 آذر 1325 را بار ديگر در مقياس وسيعترى در اين شهر بوجود مىآوردند و نفوس بيشترى را به خاك و خون مىكشيدند . با اينحال جمع زيادى كه ديروز با خون خود نوشته بودند « يا مرگ يا مصدق » در خيابان به راه افتادند و با شعار « زنده باد شاهنشاه » ، « مرگ بر
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: بابا صفرى
ص١٤١