اردبيل نيز ، مثل نقاط ديگر ايران ، در ظلمت شديد اختناق و استبداد فرورفت و با تسلّطى كه دستگاههاى امنيتى ، بويژه ساواك ، بر همهء شئون و اركان اجتماعى در اين خطه يافت كسى را ياراى اظهار نظرى در امور و يا حركتى در طريق آزادى باقى نماند و اين كار ربع قرن ادامه يافت .
سفرهاى شاه در 25 سال آخر سلطنتش باردبيل :
بعد از مرداد 1332 شاه سه بار ديگر باردبيل سفر نمود يكى در مردادماه 1333 ، ديگرى در مهرماه 1341 و سوّمى در شهريور 1355 خورشيدى .
سفر اوّل يكسال پس از كودتاى 28 مرداد 1332 صورت گرفت .
در اين سفر شاه حوالى غروب روز شنبه دوم مرداد 1333 از راه تبريز وارد اردبيل شد . مردم اردبيل و خوانين ايلات مسير شاه ، از نير تا نمين بالغ بر 20 طاق نصرت زده با هلهله و شادى از ورود وى استقبال نمودند . اولين دستهء مستقبلين روحانيان ، تجار ، روزنامهنگاران ، مالكان و معتمدين شهر بودند كه در كنار طاق نصرتى كه در مقابل پل الماس زده شده بود ايستاده بودند . شاه در آنجا پياده شد و پس از اظهار امتنان از خيرمقدمهائى كه گفته شد به سمت شهر حركت نمود . از محل پل شام اسبى تا شهر نيز سربازان ، دانشآموزان و طبقات مختلف صف كشيده اظهار شوروشوق مىنمودند .
شاه در عمارت فرماندارى اقامت نمود و 18 نفر از ملتزمين ركاب نيز در آنجا ماندند ولى بقيهء همراهان را در مسافرخانهها و عمارت شهردارى جا دادند و گروهى را نيز دو نفر سه نفر در خانههاى آقايان حاج جواد مجتهدزاده ، حسنعلى خان اميرى ، هاشمخان وكيلى ، رضا كتابچى ، اسحق وهابزاده ، نقى خان وكيلى و دكتر علوى پذيرائى كردند .
شاه در اين سفر از بيمارستانهاى شير و خورشيد سرخ و بو على و سربازخانه ديدن كرد . طبقات مردم را بحضور پذيرفت . برنامهء عمليات ورزشكاران را در محوطه دبيرستان صفوى تماشا نمود و شب دوم نيز در شبنشينى يكساعته ادارهء فرهنگ در دبيرستان صفوى شركت كرد و ساعت 9 صبح روز دوشنبه 4 مرداد پس از بازديد از بقعهء شيخ