تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
مخصوصى بدكانها زده بودند و اين ماده بوده است كه بمحض رسيدن آتش مشتعل گشته و در آن واحد همه‌جا را به آتش كشيده است . اما در گزارشى كه رئيس شهربانيهاى آذربايجان تلگرافى از اردبيل براى استاندار مخابره كرده گفته است كه « اين شايعات صحّت ندارد و سهل‌انگارىهاى سه نفر شاگردان محسن كلاهدوز بنام‌هاى غلامحسين ، ميرزاده و رسول موجب آن گشته و بر اثر وجود چراغ نفتى و اطوى آتشى اين واقعه رخ داده است . آتش وقتى به داروخانه‌ايكه نزديك آنجاست رسيده بر اثر الكل و بنزينى كه عادتا در داروخانه فروخته مىشود شدت گرفته است » . واقعهء حريق بوسيلهء تيراندازى هوائى پاسبانان پاس بازار به اطلاع مردم رسيد زيرا شهر فاقد هرگونه وسيلهء آژير و اخبار بود . در چنين اتفاقاتى معمولا مأموران انتظامى سعى بر آن مىنمايند كه از هجوم مردم جلوگيرى كنند تا دست و پاى آتش‌نشانان گرفته نشود و ميدان عمل وسيعى در اختيار آنان قرار گيرد ولى آن روز شهردارى هيچ وسيله‌اى براى اطفاى حريق نداشت جز چند نفر رفتگر پير و از كارافتاده كه آنها را نيز به زحمت از خانه‌هاى خود بيرون كشيده پس از توسعهء آتش براى خاموش كردن آن آورده بودند . ارتش نيز نمىتوانست كارى انجام دهد زيرا جز بيل و كلنگ ، آن هم براى كندن سنگر وسيلهء ديگرى نداشت . اين بود كه با تيراندازى هوائى از مردم استمداد شد و در كمتر زمانى جمع زيادى از صاحبان مغازه‌ها و كسان آنها در محوطهء بازار گرد آمدند . امّا اينان نيز نتوانستند كارى انجام دهند . نگارنده هم از جمله كسانى بودم كه بصداى تيرها از خانه بدرآمده در ميان گروهى از مردم كه با عجله از محلات پائين به طرف بازار مىرفتند بتماشاى اين صحنهء تأثرآور كشانيده شدم و از اينكه اينهمه آدم بخاطر نداشتن هيچگونه وسيله‌اى براى خاموش كردن آتش ، تسليم واقعه گشته آنهمه ثروت و كالا را از دست مىدهند تأسف مىخوردم . راسته بازار به صورت دالانى درآمده بود كه بر اثر حرارت آتش ، هوا را از دهانهء آن ، آنجا كه بالاتر از مسجد جامع به خيابان پهلوى باز بود ، به داخل مىكشيد و آن را تف كرده به صورت باد گرم همراه با شعله‌هاى آتش بسرعت به سمت ديگر مىراند . درهاى مغازه‌ها عموما از