ساعت 30 / 7 باستراحتگاه خود رسيد .
در شب ورود او از طرف سربازان پادگان اردبيل ، نمايشى بنام حمله بآذربايجان ترتيب يافته و طبق برنامه مىبايست ساعت 8 بعدازظهر در حضور شاه بصحنه درآيد . از اينرو وى بعد از كمى استراحت به تالار دبيرستان صفوى ، كه نزديك اقامتگاهش بود ، رفت و از آن ديدن نمود .
روز جمعه طبقات مختلف مردم بديدن شاه رفتند . ابتدا آقايان علما ، بعد رؤساى ادارات و سپس طبقات ديگر از تجار و اصناف و مالكان و خوانين عشاير اردبيل و خلخال .
شاه ساعت 11 آن روز از بيمارستان اردبيل ديدن كرد و ساعت 30 / 4 بعدازظهر نيز در جايگاهى ، كه در پيادهروى خيابان پهلوى ، كنار دبيرستان صفوى برپا ساخته بودند ، قرار گرفت و از « رژهء » دانشآموزان ، سواران شاهسون و نيروهاى مسلح مستقر در اردبيل ديدن كرد . ساعت 6 بعدازظهر به بيمارستان شير و خورشيد سرخ رفت و ساعت 8 نيز براى تماشاى نمايش ديگرى كه دانشآموزان مدارس اردبيل تهيه ديده بودند در دبيرستان صفوى حضور يافت .
برنامهء ديدار شاه قبل از ظهر روز شنبه 17 خرداد با بازديد از بقعهء شيخ صفى الدين پايان گرفت و او در حالىكه عشاير و طبقات مختلف و شهروندان اردبيل در خارج دروازهء آستارا صف كشيده بودند قبل از ظهر به سمت گيلان حركت نمود و شادروان حاج مجد الواعظين براى او دعاى سفر خواند .
آتشسوزى بازار اردبيل :
هنوز سى و هفت روز از مراجعت شاه نگذشته بود كه آتشسوزى بزرگى در بازار اردبيل اتفاق افتاد و ضمن آن بيش از دويست دكان طعمهء حريق گشت و متجاوز از 40 ميليون ريال به صاحبان آنها خسارت وارد شد .
در باب علّت آتشسوزى ، آن روز شايعاتى در اردبيل بر زبانها جارى بود و چنين گفته مىشد كه اين كار عمدى بوده و بوسيلهء بازماندگان فرقهء دموكرات آذربايجان صورت گرفته است . برخى بر اين گفتار اضافه مىكردند كه عاملين اين كار مادهء شيميائى