از ارديبهشت 1325 نيز كه روسها ايران را تخليه كردند حكومت فرقهء دموكرات بر آذربايجان تسلط داشت و بدينسبب موجبات چنين مسافرتى فراهم نبود .
پس از سقوط دموكراتها لازم ديده شد كه وى بدان استان سفر كند و از مردم آنجا ، كه بقول خودش در چند سال گذشته تحت سختترين شرايط زندگى كرده بودند ، دلجوئى نموده آنانرا به « عواطف ملوكانه مستظهر دارد » .
براى چنين مسافرتى مقدماتى لازم بود از جمله آنكه اطمينان حاصل شود كه امنيت او تأمين است و بازماندگان فرقه يا كسان برخى از كشتهشدگان آنها ، قصد سوئى را نسبت به دو اعمال نخواهند نمود . تهيهء اين مقدمات ، مدتى در حدود ششماه طول كشيد و در خرداد 1326 « موكب همايونى » در ميان تدابير شديد امنيتى ، بقول روزنامهها بآذربايجان « نزول اجلال فرمود » و پس از بازديد از تبريز و خوى و رضائيه باردبيل عزيمت كرد و ساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه 15 خرداد وارد اين شهر گرديد در حالى كه او آخرين بار در پائيز 1315 باتفاق پدرش از اين شهر ديدن كرده بود .
مسافرت شاه زمينى صورت گرفت و همان روز پنجشنبه پس از آنكه ناهار را در سراب صرف كرد ساعت 30 / 3 بعدازظهر به سمت اردبيل به راه افتاد . در آنزمان سرهنگ نادر باتمانقليچ فرمانده نيروهاى مستقر در اردبيل بود و با تلاش همهجانبه موجبات استقبال باشكوهى را براى شاه فراهم كرده بود . در هفت فرسخى شهر اردبيل سواران يورتچى در كنار جاده صف كشيده از شاه پيشواز كردند و بنا بنوشتهء جرايد بيش از 40 رأس گاو و گوسفند در زير پاى شاه قربانى نمودند .
رسم اين طايفه از دوران قاجار بر اين بود كه هروقت شاه يا وليعهدى از منطقه عشايرى آنها عبور مىكرد باستقبال او مىآمدند و احترامات خود را بدينطريق « نثار قدوم مبارك » مىنمودند و ما در مجلد اول ، صفحه 176 ، از استقبال خسرو خان يورتچى از « موكب محمد على ميرزا وليعهد » سخن گفته و قتل او را بدستور همين وليعهد و در آن سفر بتفصيل آوردهايم .
در قصبهء نير نيز وجوه مردم در مسير شاه ايستاده ابراز احساسات مىكردند و در ميان آنها مادر مير غلام منصورى نيز ديده مىشد كه ما در صفحه 101 در باب اعدام او بوسيلهء
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: بابا صفرى
ص١٢٦