تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
بدانسمت حركت كرديم . » آقاى جليلى هم از اينكه ميرزازاده و زنوزى دو عنصر نامطلوبى بودند كه از تبريز فرستاده شده بودند و از زشتى اعمال و رفتار آنها ، اظهار نفرت و ندامت مىنمود . كسانى كه امكان فرار نيافتند بفكر پنهان شدن افتاده از نيمه‌هاى شب تغيير مكان دادند و مثل آقاى قدس بخانهء كسان و بستگان و آشنايان خود رفتند . گروهى ديگر كه بدين كار هم توفيق نيافتند ، يا از ماجرى بى خبر بودند شب را وقتى به روز آوردند با دسته‌هاى فرصت‌طلب مواجه گشتند كه در هر كوى و برزنى به راه افتاده بدنبال سردمداران فرقه مىگشتند و حرز و حرمت خانه‌هاى آنها را درهم مىشكستند . ما وقتى در تاريخ مطالعه مىكنيم بشريت را همواره از اين گونه افراد ، كه گذشتگان نام « اوباش » به آنها داده‌اند ، در زجر و عذاب مىيابيم . اينان مشتى افراد بىوجهى بوده و هستند كه در هرجامعه و بين همهء طبقات آن پيدا مىشوند و جز خواست دل خود يا نفع شخصى خويش ، به هيچ اصل و منطقى اعتقاد ندارند و بقول معروف خود را نخود هرآشى دانسته در همهء كارها دخالت مىنمايند . به ظاهر سخن از انسانيت و اخلاق و يا مليّت و ميهن و يا دين و مذهب مىزنند و خود را « كاتوليك » تراز « پاپ » نشان مىدهند ولى در عمق وجود خويش از آن كيفيت ذاتى و ماهيت ماجراجوئى خود الهام گرفته از بوجود آوردن حوادث لذت مىبرند يا از خرابى خانهء انسانهاى ديگر ، يا جرح و قتل آنان ، ناخودآگاه در ضمير خويش احساس مسرّت و رضايت مىنمايند . براى اينان فرق ندارد كه اصل قضيه چيست و روند امر چگونه است . فقط سعى بر حادثه‌آفرينى دارند و بازى در چنين صحنه را ، به مقتضاى طبيعت ، بهترين وسيلهء تشفى نقص روانى خود مىشمارند . برخى از اينان طمع در مال ديگران مىبندند و گاهى بدانجهت نفسى را بقتل رسانيده و خانه‌اى را به نهب و غارت مىكشانند كه چيزى بدست آورند و با آتش زدن به قيصريه‌اى به دستمالى دست يابند . اينان علاوه بر اوباش از عناوين ديگرى در جامعه نيز برخوردارند و از اينكه بنام « اجامر » و « حرامى » و نظاير آن خوانده شوند ناراضى به نظر نمىرسند . هرحادثه‌اى كه در تاريخ رخ داده بلافاصله دسته‌اى از اوباش در آن صحنه ديده
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 113 | بابا صفرى