رستم ميرزا كه با دقت نقشههاى خود را طرح كرده بود از اينكه شكارش از دام رفته است سخت خشمگين گرديد و چهار هزار سوار بتعاقب وى فرستاد . سواران در شام اسبى ، كه ديهى است در يك فرسخى اردبيل ، به دو رسيدند و در معركهاى كه رخ داد او را كشتند . سه نفر از بزرگان صوفيان ابراهيم و اسماعيل برادران او را كه به شام - اسبى رفته بودند مخفيانه به شهر آوردند و هر شب در خانهاى نگهدارى كردند . چهل روز بدين منوال گذشت و چون براى جستجوى خانههاى مردم دستور رسيد اقامت آنانرا در اردبيل جايز نديدند . جمعى از مريدان با اجازهء مادر محرمانه آنها را بگيلان بردند و ابتدا در رشت و سپس در لاهيجان بنگهدارى و تربيت آنها كمر بستند .
رستم ميرزا از آيندهء كار نگران شد و كسانى براى استرداد آنها نزد والى گيلان فرستاد . والى از بودن آنها اظهار بىاطلاعى كرد . رستم ميرزا بار ديگر جمعى را با مفتى تبريز بدانجا فرستاد تا اگر والى گيلان منكر اقامت فرزندان سلطان حيدر در خاك گيلان شود در حضور مفتى سوگند شرعى ياد كند . نوشتهاند كه حاكم گيلان بصلاحديد اطرافيان كودكان صفوى را در زنبيلهاى بزرگى گذاشت و در نقطهء مطمئنى در جنگل از درخت آويخت و آنگاه سوگند خورد كه پاى آنها بر خاك گيلان نيست .
فى الجمله ابراهيم نيز پس از چندى به علت بيمارى درگذشت و رياست مريدان به « اسماعيل » كه طفل كوچكى بود رسيد . اسماعيل در لاهيجان اقامت كرد و مورد احترام و حمايت « ميرزا على كاركيا » حاكم آنجا ، كه از فرزندان امام حسن مجتبى ( ع ) بود ، قرار گرفت . اسماعيل كوچكترين فرزند شيخ حيدر بود و روز سهشنبه 25 رجب 892 هجرى ، يكسال قبل از قتل پدر تولد يافته بود . او تا شش سالگى در قلعهء استخر بود و در آنجا از ملاطفتهائى كه « منصور بيگ پرناك » فرمانرواى قلعه نسبت به اين سه كودك مينمود بىبهره نبود زيرا او از طرفداران حضرت على ( ع ) و از ارادتمندان شيخ صفى - الدين بود و از اينرو مخفيانه از سه محبوس صغير حمايت ميكرد .
سلطنت شاه اسماعيل
اقامت اسماعيل در گيلان و لاهيجان قريب شش سال و نيم طول كشيد و در اينمدت قرآن و رياضيات و علوم مختلف را