« شيخ جنيد » واگذاشت .
نفوذ روز افزون جنيد و كثرت مريدان او سلطان « جهانشاه قرهقويونلو » را بوحشت انداخت و شيخ براى رهائى از شرّ وى با عدهاى از مريدانش بديار بكر رفت و در قلمرو حكومت « حسن بيك آققويونلو » مستقر شد . حسن بيك كه نظر بقد بلندش او را « اوزون حسن » ميگفتند ، برقابت با قرهقويونلوها ، مقدم شيخ را گرامى داشت و خواهر خود « خديجه بيگم » را به ازدواج او درآورد . شيخ بعد از اين وصلت باردبيل بازگشت ولى جهانشاه قرهقويونلو همچنان از قدرت او بيمناك بود و او را وادار بخروج از اين ديار نمود .
كسان جهانشاه شيخ را تشويق كردند كه براى جهاد با چركسها بقفقاز برود و شيخ باجبار تمكين نمود ليكن هنگام عبور از بيشههاى شيروان ، لشكريان « سلطان خليل » حاكم شيروان ، كه بدستور محرمانهء جهانشاه مأمور دفع شر شيخ شده بودند ، باردوى وى حمله كردند . شيخ و مريدانش دلاوريها نمودند و سرانجام در سال 860 هجرى چركسيانى كه در سپاه سلطان خليل بودند شيخ را بشهادت رسانيدند . بعد از اين واقعه « شيخ حيدر » فرزند او بجاى پدر بر مسند ارشاد نشست و بتقويت صورى و معنوى مريدان پرداخت . او خواهرزادهء اوزون حسن بود و حسن بيك كه در ناصيهء او آثار شجاعت و معنويت ميديد « بيگى آغا » دختر خود را به ازدواج وى درآورد و سه فرزند « على ، ابراهيم ، و اسماعيل » از اين وصلت بوجود آمدند « 1 » .
حسن بيگ از اين وصلت راضى و از قدرت و نفوذ شيخ بهرهمند بود چنان كه غلبهء او بجهانشاه قرهقويونلو هم بكمك شيخ و مريدان او صورت گرفت . او چون از واقعهء جهانشاه رهائى يافت بار ديگر از طرف « ابو سعيد تيمورى » مورد تهديد واقع شد و به يارى شيخ حيدر و مريدانش بر او نيز فائق آمد .
سلطان ابو سعيد به قصد تصرف آذربايجان وارد ميانه شد . اوزون حسن از او درخواست صلح كرد ولى ابو سعيد نپذيرفت و از راه اردبيل بقفقاز تاخت . سپاهيان
هامش
( 1 ) - بعضيها فرزندان شيخ حيدر را چهار پسر و دو دختر نوشتهاند .