تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

حكومت مرزبان بن محمد سالارى

مرزبان كه بدينوسيله قدرت و ثروتى پيدا كرده بود خود را جانشين پدر و حكمران متصرفات او دانست و اندكى بعد بفكر توسعهء آن برآمد و در همانسال ، كه 330 سال از هجرت ميگذشت ، به آذربايجان تاخت و تا ارّان و ارمنستان پيش رفته آنها را به تصرف خود درآورد و حكومت وسيعى ترتيب داد و اردبيل را ، كه مركز آذربايجان بود ، مقر خود گردانيده پايتخت ساخت . چون مرزبان را « سالار مرزبان » ميگفتند از اينرو حكومت وى و جانشينانش بنام سالاريان معروف گرديد ولى از آنجا كه او فرزند محمد بن مسافر بود برخى از مورخان آنها را مسافريان نيز نوشته‌اند . سالار مرزبان يكى از فرمانروايان مقتدر و بنام روزگار خود بود و كارهاى بزرگ او حكايت از دليريها و هوشيارى وى داشت . در آن زمان هريك از سه ولايت شمال ، يعنى آذربايجان و ارّان و ارمنستان ، سرزمينهاى پهناورى بودند و نژادهاى مختلف با مذاهب گوناگون در آنها زندگى ميكردند و بنابراين حكمرانى بر آنها كار سختى بود بخصوص چنان كه گفتيم جمعى از امراى عرب نيز نفوذ و قدرتى بدست آورده حكومتهاى خود مختار محلى تشكيل داده بودند . با اينحال او با كاردانى و شايستگى بچنين كارى توفيق يافت و سلسلهء سالاريان را بوجود آورده اهميت و اعتبارى بر آن بخشيد . از جمله كسانى كه با مرزبان رقابت داشتند يكى « ديسم كردى » و ديگرى « لشگرى » نام پسر مرد گيلى « 1 » بود . ايندو امير قبل از سالاريان در منطقهء آذربايجان نفوذ و قدرتى فراهم كرده براى بدست آوردن حكومت باهم بمبارزه برميخاستند چنان كه در سال 326 هجرى ، كه اردبيل در دست ديسم بود ، لشگرى با سپاهى قصد آذربايجان كرد . ديسم نيز سپاهى گرد آورد و بمقابله پرداخت . در مدت دو ماه دوبار جنگ بين آنان رخ داد و در هردو ديسم شكست خورد و لشگرى بر سرتاسر آذربايجان دست يافت مگر اردبيل ، كه چون كرسى آذربايجان و بزرگترين شهر اين منطقه بود
هامش
( 1 ) - سكنهء گيلان را گيل ميگويند ولى در اردبيل آنها را گيلك ميخوانند .