حيلهء افشين براى دست يافتن بر بابك
عدم رضايت در بين لشگريان افشين روزبروز بر دامنهء خود مىافزود و احتمال طغيان ميرفت . افشين حيلتى كرد و نامهاى بخليفه نوشت و مقدار زيادى پول خواست كه بين سپاهيان قسمت نمايد . معتصم صد شتر پول با سيصد غلام ترك بفرماندهى « بغاى كبير » به اردبيل فرستاد . بين اردبيل و لشگر افشين سه روز راه بود . افشين نامهاى به بغا نوشت و دستور داد كه يك ماه در اردبيل بماند و آشكارا بمردم بگويد كه آنهمه پول را به برزند خواهد برد كه بافشين بدهد و بين لشگريان تقسيم كند تا اين خبر بوسيلهء جاسوسان بابك به اطلاع وى برسد .
بار ديگر افشين به بغا نوشت كه روزى را براى حركت تعيين كند و مردم را نيز از آن روز آگاه گرداند و در آن تاريخ از اردبيل حركت نموده به حصن النهر فرود آيد و شبانه بدون اطلاع مردم و مخفيانه پولها را باردبيل برگرداند ، خود افشين هم به ظاهر سپاه خود را بسوى برزند حركت داد و در ميان آنها شايع كرد كه فلان روز پولهائى كه خليفه فرستاده به برزند خواهد رسيد و بين آنان تقسيم خواهد شد .
جاسوسان بابك اين اخبار را مرتبا به دو ميرسانيدند و از مبلغ پول و تاريخ حركت و مقصد كاروان حامل آن ويرا آگاه ميكردند . سرانجام اين حيله كارگر افتاد و او از قلعه و كمينگاه خود بدر آمد و بكاروان دروغينى كه از حصن النهر بسوى برزند به راه افتاده بود حمله كرد ولى چيزى بدست نياورد .
افشين پس از آنكه لشگريان خود را به سمت برزند حركت داد از بيراهه آنها را برگرداند و چون بابك بكاروان حمله كرد او بين بابك و قلعهاش را اشغال نمود و درصدد محاصرهء وى برآمد . اما بابك از اين نقشه آگاه گشت و راه مغان را پيش گرفت و پس از مدتى كه در آن حوالى گذرانيد بقلعهء خود در بذ باز آمد و درصدد انتقام برآمد و چون سال تازه شد و موجبات فراهم گشت جنگهائى با افشين كرد و شبيخونهائى بر لشگر او زد . افشين شكست خورده باردبيل گريخت و مقدمات جنگهاى جديدى را فراهم ساخت . « 1 » اين حوادث مربوط به سال 220 هجرى است و در سالهاى 221
هامش
( 1 ) - اقتباس از كتاب بابك خرمدين . نوشتهء سعيد نفيسى . تهران 1333