در باب مذهب خرمدينان بعضى از مورخان اسلامى تعصب بخرج داده نوشتهاند كه آنها منهيات و محرمات را عمل ميكردند و خواجه نظام الملك در سياستنامه دربارهء آنها گفته است كه « رنج از تن خويش برداشتهاند و ترك شريعت بگفته چون نماز و روزه و حج و زكات و حلال داشتن خمر و مال و زن مردمان و هرچه فريضه است از آن دور بودهاند . . . چون قوت گرفتند در آن كوشيدند كه امت « محمد » ( ص ) را تباه كنند و دين او را بزيان آورند و كافران را بر مسلمانان رحمت بيشتر از آن است كه آن طايفه را . . . » .
از اين گفتهها چنين برميآيد كه آنان نيز به ظاهر خود را مسلمان ميگفتند ولى در معنى بدان اعتقاد نداشتند . « اصطخرى » هم در « مسالك الممالك » نوشته است دين آنها « . . . نوعى باشد از گبر ، كى در مسجدها قرآن خوانند ليكن به ظاهر و الا بطريق اباحت دارند » . و « فضل اللّه بن اثير جرزى موصلى » هم آورده است كه گفتار خرميان موافق مجوسان بود كه معتقد بتناسخ هستند و نكاح محارم را جايز شمرند « 1 » .
با آنكه جاويدان ، بنا بگفتهء ماركوارت ، خود را مهدى موعود ميدانست با اينحال خرمدينان منتظر مهدى موعود بودند و اين امر را ياقوت نيز در معجم البلدان آورده است بدون آنكه سبب آن را بيان نمايد .
قيام بابك خرّمدين
بهرحال كار بابك بالا گرفت و جمع زيادى بر او گرويدند و با اعراب بناى مخالفت گذاشتند و زمينهاى زيادى در آذربايجان و ارّان تصرف كردند و طبق نوشتهء دايرة المعارف عربى « اردبيل ملجاء و پناهگاه قشون و اموال بابك خرمدين گرديد » . پرفسور ماركوارت در اينباره ميگويد كه در قسمت سبلان اغلب كردها ساكن بودند و چون اينها به صورت ايلياتى زندگى ميكردند مردمانى فقير و بيچيز بودند . بر اثر فشارها و تضييقاتى كه عربها و ديگران براى آنها فراهم كرده بودند همواره روح عصيان داشتند و اين امر سبب شد كه خيالات كمونيستى مزدك
هامش
( 1 ) - تاريخ و جغرافياى تبريز . نگارش شاهزاده نادر ميرزا ، چاپ تهران . اقبال . 1323