در آن نواحى پيشرفت نمايد و طغيان بابك خرمدين در اين نقاط زمينهء مناسبى پيدا كند .
اين بود كه وقتى بابك علم طغيان برافراشت آنان نيز ، كه نه زردشتى خالص و نه مسلمان واقعى بودند ، از او طرفدارى كردند و چنان كه گفتيم مشكلات بزرگى براى خلفاى عباسى فراهم ساختند .
مأمون خليفهء عباسى درصدد دفع اين غائله برآمد ولى بابك سرداران بزرگ عرب مثل « على بن محمد بن ابى خالد » و « على بن صدقه » و « ابراهيم بن ليث » را كه براى سركوبى او اعزام شده بودند شكست داد و برخى از فرماندهان قشون مثل « حميد الطوسى » را كه در جهان عرب معروفيت داشتند بقتل رسانيد .
وقتى معتصم جانشين مأمون شد ، اولياى بغداد ، به منظور جبران ناكاميهاى گذشته باقدام وسيعى دست زدند و در سال 220 هجرى « ابو سعيد محمد بن يوسف الطائى » را باردبيل اعزام داشتند تا قلعههائيرا كه بابكيان خراب كرده بودند تعمير نمايد و از حيث سلاح و خواربار تدارك لازم فراهم سازد و بدنبال وى « حيدر بن كاوس - الاسروشنى » معروف به « افشين » را ، كه از دلاوران ماوراء النهر بود و در زمان مهدى خليفهء عباسى باتفاق برادرش « فضل » و كسان ديگر جزو سپاه ماوراء النهر ببغداد آمده بود ، بفرماندهى سپاه منصوب داشت و به آذربايجان فرستاد .
افشين پس از ورود به اردبيل به سمت كوه بذ حركت كرد و چون برخى از دژهاى بين اردبيل و بذ هنوز خراب بود به تعمير آنها اقدام نمود .
اولين قلعهايكه بعد از اردبيل بر سر راه قرار داشت « حصن النهر » خوانده ميشد كه احتمالا بر كنار « قرهسو » واقع بود . افشين « علويهء اعور » را كه از سرهنگزادگان و سرداران سپاهش بود بحكومت آن منصوب داشت تا كسانى را كه سلاح و آذوقه براى لشگريان او از اردبيل ميآوردند تقويت كند و نيز عابرين ديگر را تحت نظر بگيرد و احيانا از جاسوسان بابك اطلاعاتى بدست آورد .
آنگاه « محمد بن يوسف » را بفرماندهى قلعهء « خش » برگماشت تا در اطراف
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٦