خرمدينان جمعى از مردم ايران بودند كه بر اثر فشار اعراب و سختيهاى زندگى درصدد ترويج آئين مزدك برآمدند و تشكيلات وسيعى در ايران بوجود آوردند .
مزدك كسى بود كه در عهد ساسانيان ظهور كرد و بعنوان پيغامبر آسمانى مردم را بآئين خود فرا خواند . آئين او برمبناى اشتراكى بود و در جوامعيكه مردم از حيث لوازم زندگى ، در مضيقه بودند به زودى رائج گرديد و خطرى براى مملكت شد و چنان كه نوشتهاند انوشيروان عادل در يك شب صد هزار نفر از آنها را كشت .
رفتار خشونتبارى كه حكومت ساسانى براى از بين بردن اين آئين در پيش گرفته بود به ظاهر موجب خاموشى اين كانون انقلاب گرديد ولى در ميان طبقات فقير افكار مزدك مثل آتش زير خاكستر باقى ماند . اسلام وقتى بايران آمد چون مبناى آن بر مساوات و برادرى بود و با برقرارى خمس و زكات و غيره نوعى تعديل ثروت را بنفع طبقات درمانده بوجود آورد به مقدار زيادى اميال نهفتهء آنان را ارضاء نمود ولى كمكم كه در اين كيش نيز دستههاى سابق مالك و روحانى و غيره پديدار گشتند و با تفسير احكام و احاديث مذهبى فاصلهء بزرگى بين طبقات بوجود آوردند كسانى كه با اعراب ضديت داشتند اين قبيل امتيازات را وسيلهء تبليغ عليه آنها قرار دادند و با احياى افكار اشتراكى ، روح عصيانى بر ضد عربها بوجود آوردند .
يكى از قيامهاى اينان در سال 138 هجرى بود ولى پس از آنكه « سنباد » پيشواى آنها مغلوب گشت شصت هزار نفر از آنان كشته شدند و عيالات آنها اسير گرديدند . قيام ديگر آنها كه ، در تاريخ بنام باطنيهء گرگان خوانده مىشود ، در سال 162 هجرى صورت گرفت . اينها حتى اشتراك در زنها را هم مباح دانستند و ستمديدگان قيام سابق را نيز با خود همدست ساختند ولى از « عمر بن العلا » شكست خوردند چندى بعد پيروان اين آئين اصفهان را مركز خود ساختند و از رى و همدان و كرج در آنجا گرد آمدند ولى بسال 192 هجرى بوسيلهء سپاه خليفه قلع و قمع شدند . در همين ايام در آذربايجان هم عصيان كردند ليكن مغلوب « عبد اللّه المالك » گشتند كه « هارون الرشيد » او را با ده هزار سپاهى براى سركوبى آنها فرستاده بود . با اينحال
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٣