تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
هنوز نه سال از اين واقعه نگذشته بود كه باز در آذربايجان طغيان كردند و بعد از آن در « بغدان » ( نزديك موصل ) زمينه را براى انقلاب ديگرى فراهم ساختند . شخصى كه در بغدان اين قيام را فراهم ساخت همان جاويدان بن شهرك بود كه گفتيم رئيس اين جماعت گرديد و بعد از مرگ وى بابك بهمدستى زن او بمقام پيشوائى آنان درآمد . جاويدان براى آنكه خود را از آزار مسلمانان مصون دارد و يا جمع ديگرى از مسلمين را بطرفداران خود اضافه كند گويا بدعوى مهدويت برخاست . اين فكر از روزگاران قديم در بين ستمديدگان پيدا شده است كه سرانجام شخصيت مقتدر و عادلى ظهور خواهد كرد تا داد اينان را از ستمكاران بگيرد و در جهان عدل و داد بگسترد . اين امر كم‌كم مورد تأييد مذاهب هم قرار گرفته و مسلمانان نيز آن را پذيرفته‌اند . در مذهب شيعهء اثنى عشرى شخصيت بزرگوار او نيز روشن است و « حجة بن الحسن عسكرى » ( ع ) امام دوازدهم همان وجود محترم است كه فعلا در غيبت مىباشد . جاويدان از اين امر استفاده كرد و خود را مهدى موعود ناميد و جماعتى بر سر او گرد آمدند . پرفسور « ماركوارت » آلمانى ، كه از شرقشناسان قديم و معروف آن كشور است و ما قسمتى از اين مطالب را از يك سخنرانى وى دربارهء آذربايجان ، كه بسال 1926 ميلادى در دار الفنون « برلن » ايراد كرده ، اقتباس نموده‌ايم « 1 » از قول « ديونيسيوس » راهب معروف نقل مىكند كه جاويدان گاهى ميگفت من « عيسى » هستم و گاهى نيز خود را « روح القدس » معرفى مينمود و به روى خود نقابى مىآويخت . تمام ارمنستان و بين النهرين از سطوت او در هراس بودند ولى سرانجام بدست « حسن بن السهل » مغلوب شده فرار كرد . از اينجهة است كه عربها اين فرقه را « جاودانيه » هم ميگفتند . گويا طرفداران وى محل ظهور اوليهء او را كوه « باذ » ميدانستند زيرا اين كوه نزد آنها محل مقدسى بود و ظهورگاه مهدى ناميده ميشد . باذ كه گاهى « بذ » هم نوشته شده در شمال اردبيل و شمال غربى برزند بود . بابك آنجا را مركز خود قرار داد و شورش او قريب بيست سال دوام يافت .
هامش
( 1 ) - مجلهء ايرانشهر . چاپ برلن . مهرماه 1305 خورشيدى .