صورة الارض خود از اين ناحيه رسم كرده آن را پشت كوه سبلان و در حدود مشگينشهر امروزى نشان داده است . بعضى ديگر ميمه را از توابع اردبيل ميدانند و بقول مؤلف معجم البلدان مدعى هستند كه بابك از قريهء « خرم » ، كه يكى از آباديهاى نزديك اردبيل بود ، برخاسته است . پدر بابك در اوان كودكى وى كشته شد و مادرش با اجرت دايگى اطفال ديگران ، او را نگهدارى و بزرگ نمود .
نوشتهاند شخص ثروتمندى بنام « جاويدان بن شهرك » ، كه از مخالفان تسلط اعراب بر ايران بود و در « بذ » با ثروت و افتخار زندگى ميكرد و طرفداران زيادى داشت ، در راه مراجعت از سفريكه براى فروش گوسفند بزنجان رفته بود شبى سرد در ميمه توقف نمود و در خانهء مادر بابك منزل كرد . بابك را كه در آنموقع جوان هيجده سالهاى بود باهوش و ذكاوت يافت و او را از مادرش اجير كرد و با خود به « بذ » برد .
بابك نزد جاويدان استعداد كافى از خود بروز داد و مورد توجه مخصوص وى گرديد . اما جاويدان ، كه رهبر خرمدينان بود ، در جنگى كه با يكنفر بنام « ابو عمران » نمود زخم مهلكى برداشت . او در آن جنگ ابو عمران را كشت ولى سه روز بعد خودش نيز بر اثر آن زخم درگذشت و بابك با دستيارى زن جاويدان جانشين وى گرديد . گويند زن جاويدان بابك را دوست داشت . چون شوهرش درگذشت او بكسان و طرفداران جاويدان گفت كه وى موقع مرگ وصيت نمود كه چون روح او در بابك حلول خواهد كرد از اينرو خرمدينان بايد او را بجانشينى جاويدان بپذيرند و از او تبعيت نمايند . بنابراين در آن هنگام ، كه هنوز دويست سال از هجرت نگذشته بود ، بابك پيشواى مردمى گرديد كه در تاريخ بنام خرمدينان خوانده ميشوند .
خرّمدينان كه بودند و چه ميگفتند ؟
بعضى از دانشمندان ، چنان كه مؤلف معجم البلدان نوشته است ، معتقدند كه چون بابك از قريهاى بنام « خرّم » در نزديكى اردبيل برخاسته بود از اينجهة طرفداران وى بخرميان يا خرمدينان معروف گشتهاند حال آنكه خواجه نظام الملك ميگويد كه خرم دين از خوردين گرفته شده و بدانجهة اين طايفه خرمدين شهرت يافتهاند .