بعقوبى ، كه كاتبى در دربار عباسيان بود و كتاب خود را در نيمهء اول قرن سوم هجرى برشتهء تحرير درآورده ، نوشته است كه در سنهء 111 هجرى كه « هشام بن عبد الملك » بر مسند خلافت اسلامى جاى داشت جنگى بين « مسلمهء ترك » و « حارث بن عمرو الطائى » در نزديكيهاى اردبيل در گرفت كه در آن مسلمه فرارى شد . يكسال بعد يعنى در سال 112 هجرى هم بين او و « جراح بن عبد الملك الحكمى » در اردبيل جنگ ديگرى اتفاق افتاد و جراح بر او دست يافت و ويرا بقتل رسانيد « 1 » .
اين كشمكشها تنها بين فاتحين اتفاق نيافتاد بلكه سوء رفتار و تدبيرهاى نابجاى بعضى از عمال آنها دشمنان ديگرى را نيز عليه آنان تحريك نمود و سبب هجومهاى وحشيانهاى گرديد كه دامنهء آنها باردبيل نيز كشيد . طبيعى است كه عمران و آبادى و حاصلخيزى اين ولايت نيز در اين حوادث بىاثر نبود .
از جملهء اين وقايع هجوم مجدد خزرها است كه « غير انداوار تابت » از مؤلفان مشهور ارمنى در قسمتى از آثار خود ، كه در باب حملهء اعراب بايران و ارمنستان نوشته است ، ضمن اشاره بحوادث ايام « هشام بن عبد الملك » آورده است . او ميگويد « در اين ايام بار ديگر شمال برآشفت زيرا پادشاه خزران كه « خاكان » نام داشت درگذشت و مادر او كه « پاسبيت » خوانده ميشد فرمان داد كه لشگرى بر سر خاك « هون » ها گرد آوردند و بهمدستى از راه خاك هونها و در بند قفقاز و زمين « مزگستان » بيرون آمدند . چاپيدند زمين بيلقان را و از رود ارس گذشته تاراج كردند اردبيل را . »
بابك خرّم دين
يكى از قيامهاى بزرگ اين سامان طغيان بابك خرمدين است كه بعقيدهء بعضى بايد آن را مظهر و نمايندهء تمايل روحى مردم ايران عليه اعراب دانست . اين غائله سالهاى ممتدى طول كشيد و سبب گرفتارى و تشويش خاطر خلفاى عباسى شد .
بابك ، بطوريكه مورخان نوشتهاند ، در يكى از ديههاى « ميمه » متولد شد .
ميمه از نقاط قديم آذربايجان بود و در نقشهايكه « ابن حوقل » در سال 367 هجرى در
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى . چاپ بيروت . 1960 ميلادى برابر 1379 هجرى ج 2 .