تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
نريز بموجب نوشتهء بلاذرى ديهى بود در نزديك اردبيل و كوشك كهنه و درهم شكسته‌اى داشت . اين ده به ظن قوى همان قريهء « نير » است كه هم‌اكنون در شش فرسخى غرب اردبيل و بر سر راه تبريز واقع است . طبق اظهار مطلعين نام اصلى آن « نرسى » بوده است و چنين مشهور است كه نرسى پادشاه معروف ساسانى آن را آباد كرده است . اين نام در نوشته‌هاى قديم اين قريه ديده مىشود و در عهد ما هم شناسنامه‌هائى كه براى ساكنان آن آبادى صادر گرديده در جائى كه مخصوص محل تولد است بجاى نير كلمهء نرسى نوشته مىشود . بنابه نوشتهء معجم البلدان از نريز دانشمندان بزرگى برخاسته‌اند مثل « احمد بن عثمان النريزى » كه از علماى مشهور عهد خود بوده است . همچنين « ابو تراب عبد الباقى بن يوسف النريزى » كه از ائمهء مبرز و بازهد و ورعى بوده و بعدها كه در نيشابور اقامت داشته بتدريس پرداخته و در مسجد عقيل آنشهر امامت جماعت ميكرده است و گويا در سنهء 491 هجرى در گذشته است . بارى مرّ در نريز بنيادها كرد و پسرانش را در آن نشيمن داد . جانشينانش كم‌كم در آنجا بناها ايجاد كردند و شهرش ساختند و بازار « جابروان » « 1 » را بنا نهادند و بزرگش نمودند و خليفه اين بازار را بديشان داد كه بىآنكه والى آذربايجان دخالتى كند در دست آنها باشد . فرزندان مرّبمرور ايام نيروئى بهم رسانيدند و اسم و رسمى پيدا كردند و با مخالفان جنگها نمودند و حكومت آنها تا آنجا قدرت گرفت كه « بحترى » ، شاعر معروف عرب در ستايش « محمد بن عمرو بن على بن مرّ » قصيده‌اى سروده و از جنگ او با « علاء ابن احمد ارزى » والى پيشين آذربايجان ستايشها كرد . يكى از ابيات آن قصيده اينست :
و ما تركت فى اردبيل سبانه * لطلاب دخل فى الاماء نهال
از اين زمان ببعد يك سلسله كشمكشها و جنگهائى بين تيره‌هاى مختلف درگرفت و بىنظميهائى پيش آمد كه آذربايجان و بخصوص اردبيل ، كه مركز و معسكر ( محل استقرار سپاه ) بود ، از آثار آن آسيبهاى سختى ديد . « يعقوب » مؤلف تاريخ
هامش
( 1 ) - اگر چنين باشد اين جابروان غير از جابروانى خواهد بود كه بر كنار ارس بود .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 30 | بابا صفرى