تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
اما تفوق عرب بر ايرانيان امر بس ناگوارى بود زيرا ملت عرب داراى آن چنان فضايل و خصايصى نبود كه مردم فهميدهء آذربايجان معنا تفوق آنها را پذيره شوند و بطوع و رغبت ، سيادت آنانرا گردن نهند . طبيعى است كه اگر همهء آنها در صفات و كردار و فضيلت ، شخصيتهاى بزرگى مثل على بن ابيطالب ( ع ) ، اباذر ، مقداد و ديگران بودند هيچكس را اطاعت از آنها گران نميآمد و هر شخصيتى ، ولو عاليتر ، در مقابل شرافت و شجاعت و ورع و تقوى و حلم و بزرگ‌منشى آنان سر تسليم فرود ميآورد ؛ چنان كه امروز نيز دانشمندان عاليقدر جهان در قبال كسانى مثل على بن ابيطالب ( ع ) و حسين بن على ( ع ) و جعفر بن محمد ( ع ) . . . اظهار خضوع مينمايند و متقابلا مردان بىحقيقت ولى به ظاهر مقتدر دوران آنها مثل « ابو سفيان » و « معاويه » و « يزيد » را ذمّ و نكوهش ميكنند . شيعيان ايران شخصيتهائى نظير « حسين بن على » ( ع ) را فقط با وقايع چند روز آخر زندگى او ميشناسند حال آنكه قسمت اعظم از پنجاه و هفت سال زندگى اين رادمرد بزرگ اسلام از نظر بزرگان و دانشمندان داراى اهميت و شايان بررسى است و واقعهء كربلا نيز يكى از آن مراتب مىباشد . اعرابى كه سپاه اسلام را تشكيل ميدادند و اشخاصى كه از بين آنان بولايت و حكومت انتخاب مىگشتند احيانا كسانى بودند كه در عهد جاهليت به دنيا آمده و مراحل اوليهء تربيت آنان در دامان پدران و مادرانى كه فاقد فضايل اخلاقى اسلام بودند تكوين يافته بود و هنوز عادات زشت و تعصبات نابجا و اثرات نامطلوب دوران گذشته به كلى از صفحهء ذهن و روان آنان پاك نگشته بود و با آنكه خود از يك نژاد و داراى زبان و خلقيات مشتركى بودند حتى از شقاق و نفاق بين خود نيز بر كنار نبودند تا آنجا كه خداوند متعال در قرآن مجيد آنانرا با عبارت
« أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً »
توصيف فرموده است . اسلام بمانند نقل شيرينى بود كه با جدار تلخ عرب بخورد مردم غير عرب داده ميشد و گاهى ، بخصوص در عهد بعضى از خلفاى نالايق ، تلخى اين جدار به حدى مىرسيد كه شخص را از حلاوت محتواى خود بىخبر ميساخت و اين بيشتر براى
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 28 | بابا صفرى