اسلحهء موجود در طايفهها را جمعآورى و تحويل دهند . آنان وعده كردند كه به محل خود برگردند و آنها را گرد آورده تسليم نمايند ولى اين را حيلهاى براى خروج خود از شهر قرار دادند و چون رفتند باز نگشتند و اين خود بهانهاى براى آغاز جنگ بين آنان و قشون دولتى گرديد .
اقدامات قابل نكوهش زعماى اردبيل
به همان نسبت كه اختلاف بين فرماندهان قشون و سران عشاير شدت مييافت بين دستههاى آزاديخواه و مستبد نيز كشمكش سختتر ميشد و بدبختىهاى تازهاى براى مردم فراهم ميساخت حوادثى كه در گذشتهء نزديك در اين شهر رخ داده و شيرازهء زندگى مردم را از هم گسيخته بود ايجاب ميكرد كه عقلاى هردو طرف اختلافات را كنار بگذارند و در راه تأمين آسايش عمومى دست اتحاد بهم داده در عمران شهر و بهبود امور اقتصادى و اجتماعى صميمانه كوشش نمايند . ليكن برعكس دامنهء نفاق را روزبروز توسعه ميدادند و آتش اختلاف و دوتيرگى را بيش از پيش تيزتر ميساختند . تجارت و دادوستد عمده غالبا بدست آزاديخواهان و دموكراتها بود و غلات و حبوبات در اختيار مالكان و مستبدان قرار داشت و ايندو دسته شب و روز در فكر دسيسه و مبارزه با يكديگر بودند و در اين ميان جماعت بيگناهى مستأصل و درمانده ميشدند .
ما امروز وقتى دورنماى اين بازيهاى كودكانه را تماشا ميكنيم تأسف ميخوريم كه چرا آنان اينچنين مىانديشيدند و بجاى آنكه ميدان ديد خود را وسيعتر كرده از پيشرفت ممالك جهان و توسعهء مسائل كشاورزى و اقتصادى ، و دگرگونيهاى اصول زندگى اجتماعى اطلاعات كامل و كافى بدست آورند و محيط زندگى خود را بهتر گردانند به كارهاى بىارزش و كوچكى ، عليه يكديگر ، مىپرداختند و حتى از افترا و تهمت بهمديگر بازنمىايستادند .
خوانندهء محترم بر ما ايراد نگيرد كه ما خود را از منطق دموكراتها و مستبدين آن روز بر كنار نگهداشتهايم و بعد از نيمقرن ، كه آرامشى در محيط ديده مىشود بخوردهگيرى از آنها برخاستهايم . ما نيز اگر جزو آن دموكراتها بوديم فناى مستبدين و مالكان ستمكار آن روز را وجههء همت خود قرار ميداديم چنان كه اگر در « پارطيهء »