گردد چرا بايد در يك شهر موجب عداوت و دشمنى بين خانوادههائى شود كه دختران آنها در خانهء همديگر بزناشوئى رفتهاند و يا ديواربديوار همسايهء يكديگر ميباشند ، آن هم بدست جمع معدودى كه بزرگان و زعماى شهر قلمداد ميشدند .
آمدن امير لشگر عبد اللّه خان طهماسبى باردبيل
كنشها و واكنشهاى مستبدين نيز بسيار زننده و تأثرآور بود و تمام همت و نيروى مغزى آنان هم بطرح نقشههاى شيطنت بار براى از بين بردن مخالفان يا خنثى كردن اقدامات آنها مصروف ميگرديد و بقول گذشتگان گاهى از دايرهء جوانمردى نيز خارج ميشد .
ما دربارهء مبارزات اين دو جبهه سخنان زيادى از پيشينيان شنيدهايم كه از ذكر آنها صرفنظر مينمائيم و بيكى از اقدامات مستبدين از روى نوشتههاى محسنى اشاره كرده مينويسيم كه رفتار سران عشاير و عدم ايفاى آنان بعهدى كه براى جمعآورى اسلحه بفرمانده قشون داده بودند و نيز اقدامات خصمانهء اين دو دستهء مستبد و دموكرات موجب شد كه امير لشگر طهماسبى ، والى نظامى آذربايجان ، شخصا باردبيل سفر كند و بامور پراكنده و بيسامان اين حدود نظم و نظامى بدهد .
مسافرت او مجال جديدى فراهم كرد كه هردو دسته اقدامات تازهترى شروع نمايند و با به زمين زدن حريف موقعيت خود را ممتاز گردانند . از جمله اينكه مستبدين ، كه با عشاير همدست بودند ، چون شنيدند طهماسبى نوروز خان ، برادر امير فيروز فولادلو را ، كه معروف به امير تومان بود ، احضار كرده است به او ياد دادند كه اگر امير لشگر دربارهء علت نيامدن وى به شهر از او سوآلاتى كند وى دموكراتها ، بويژه ميرزا بيوك آقا واهبزاده را معرفى كرده بگويد كه تهديدهاى نامبرده سبب اين كار است ، و موجباتى فراهم آورد كه امير لشگر نسبت بدفع شر آنها اقدام كند .
نوروز خان چنين كرد و پس از شرح و بسط مفصلى بامير گفت كه ما واهمه داريم سوءقصدى عليه ما صورت گيرد و عكسالعمل آن نظم ولايت را برهم زند و تا اين دستهء دموكرات نما ، بخصوص ميرزا بيوك آقا بالشويك ، در اين شهر است آسايش