تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
البته ممكن است در ميان مأمورين دولت عليه از اين شيطنت‌ها بنمايند . اگر تاريخ شرم‌آور حيات ايشانرا مشروحا تذكر دهيم اسباب تلعين و علاوه قلم از تحرير نفرت خواهد كرد . اگر دولت از مبشر سوآل نمايد اين ثروت هنگفت را از كجا تحصيل كرده غير از اينكه جواب بگويد از بيت‌المال مسلمين عنوان ديگرى ندارد . در اين اواخر كه دولت تصميم گرفته صفحهء آذربايجان را از لوث وجود اشرار پاك و اهالى را بعطوفت و مهربانى دولت اميدوار نمايد با اعزام يكعده قواى نيرومند ، برياست عباس خان سرهنگ اهالى را مطمئن ساخت . محض ورود همان اشخاص بى . . . دور او را محاصره آنچه لازمهء استفاده بود در سايهء آنتريكات نايب الصدر و پارطيه‌اش به عمل آوردند و عباسخان يك نفرت عمومى با خود همراه برد . . . » « 1 » ما بقيهء آن نامه را ، براى حفظ حرمت كتاب خود ، نمىآوريم و مفهوم قسمتى از مندرجات آن را مينويسيم كه در آن از شرارت امير عشاير ، غلام آراللو و امير فيروز فولادلو و برادرانش در گذشته مطالبى بيان گشته است و از خدمت بعضى از آنان بانگليسيها و نيز همكارى و پشتيبانى مستبدين شهر ، سخنانى بميان آمده و تنبيه آنان ، بخصوص طايفهء فولادلو ، كه بيش از نود پارچه ده و متجاوز از چهار ميليون تومان ثروت منقول داشته‌اند ، درخواست گرديده است . ما باز با يادآورى خرابى آن روز شهر ، و درماندگى شديد مردم و فقر و فاقه و بدبختى عمومى ، اندوه فراوانى از اين قبيل كارهاى نابخردانه در وجدان خود حس ميكنيم و به كار رفتن افكار و قلمها و اوقات عزيز متفكرين و ثروتمندان شهر را ، در اين اقدامات كوچك و دشمنىآور ، ناروا ميدانيم و بعنوان جواب مقدر براى كسانى كه ممكن است از نظر هريك از طرفين ، آن كارها را لازم بدانند ، ميگوئيم فكر و قلم و زبانى كه ميتوانست در راه جلب مخالف به كار رود و نتيجهء آن تأمين آسايش عمومى
هامش
( 1 ) - عباسخان بار ديگر در سال 1318 خورشيدى بنام سرتيپ البرز بفرماندهى لشگر 15 اردبيل منصوب شد . وقتى خبر انتصاب او باردبيل رسيد برخى از كسانى كه سابقهء خوشى با او نداشتند به مسافرت رفتند .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 443 | بابا صفرى