را دريافت بجانب اردبيل ، كه مركز آذربايجان و نشيمنگاه مرزبان آنحدود بود ، عزيمت نمود ، مرزبان يعنى فرمانرواى آنجا درصدد مقاومت برآمد و سپاهى از مردم باجروان ، ميمذ ، نريز ، سراه ، شيز ، ميانج و ديگر جاها گرد آورد و بمقابلهء مسلمين شتافت . جنگ سختى بين آنها رخ داد و سرانجام مرزبان با حذيفه صلح كرد و خراجگذار اسلام شد و مبلغ هشت هزار درهم از بابت مردم آذربايجان تعهد پرداخت جزيه نمود ، بدين شرط كه اعراب هيچيك از آنها را نكشند ، آنان را سبّ نكنند ، آتشكدهء آنها را منهدم نسازند ، به كردهاى سبلان و بلاسبحان و ساتروان متعرض نگردند و مردم شيز را از انجام تشريفات مربوط به اعياد خويش ممانعت نكنند . چون اين صلح برقرار گرديد حذيفه متوجه مغان و طوالش ، كه قسمتى از گيلان بود ، شد و هردو را فتح كرده صلح نمود .
در سال 22 هجرى عمر حذيفه را از حكومت اين سامان معزول كرد و « عتبة بن - فرقد السلمى » را بجاى وى برگماشت . عتبه در اين هنگام در موصل بود و چون فرمان يافت بجانب اردبيل روانه گرديد و مردم را در عهد و پيمان خود استوار يافت ليكن سكنهء اطراف باوى نقض عهد كردند و عتبه ناچار با آنان بجنگ پرداخت و چون فاتح شد غنائم زيادى بدست آورد .
بلاذرى از قول واقد مىنويسد كه مغيرة بن شعبه در همين سال از كوفه مأمور فتح نقاط ديگر آذربايجان شد و با زور شمشير آنها را گشاد و بر آنها خراج گذاشت .
ولى در خبر ديگرى از قول « ابن الكلبى » ميگويد « بعد از آنكه مغيره آذربايجان را فتح كرد مردم از اسلام برگشتند و عهد خود را ناديده انگاشتند لذا « اشعث بن القيس الكندى » در سال 28 هجرى با آنان جنگيد و قلعهء باجروان را گرفت و با شرايطى كه مغيره با آنان صلح كرده بود تجديد صلح نمود و « آن صلح تاكنون ( يعنى زمانيكه ابن الكلبى اين سخن را ميگفت ) پابرجاست » .
زمانيكه على بن ابيطالب ( ع ) بخلافت نشست اشعث را باستاندارى آذربايجان برگزيد . اشعث وقتى بدانجا آمد اكثر مردم را مسلمان يافت كه به احكام دين عمل
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٦