و ضمن آن بفولادلوها بيست و چهار ساعت مهلت داد كه سلاحهاى خود را تحويل دهند و براى اجراى اين دستور آراللوها را تحت رياست غلامخان به شهر وارد كرد .
فولادلوها مفاد اعلان حكمران را نديده گرفتند و در نتيجه جنگ بين آنها و آراللوها درگرفت و پس از چند روز ، كه با ويرانى و كشتار همراه بود ، فولادلوها پيروز گشتند و دارالحكومه را غارت كردند .
غلامعليخان بخانهء ميرزا حاجى بابا مجيدزاده رفت و سلطان على اكبر خان رئيس ژاندارمرى هم ، كه ژاندارمهايش وسيلهء فولادلوها خلع سلاح شده بود ، بخانهء اربابزاده پناه برد . غلامعلى خان از وضع خود نگران بود . آزاديخواهان از راه مهماننوازى بدلجوئى او برخاستند . مشهدى ابو الفضل رضازاده بخانهء مجيدزاده رفته او را با خود نزد نايب الصدر آورد . بفاصلهء يكى دو روز وسايل سفر او و عيالاتش را فراهم كردند و سه روز بعد از اردبيل رفت . غلامخان آراللو نيز باتفاق ميرزا موسى از شهر فرار كرده راه تهران پيش گرفت . آقا ميرزا على اكبر هم ، كه در اين واقعه شكست خورده بود ، از درى كه پشت خانهاش قرار داشت درآمده همراه كربلاى خانم ( عيالش ) به مسجد رفت و بار ديگر در يكى از بيوتات آن منزل نمود . وضع ادارات دولتى به كلى مختل گشت و رشتهء انتظامات تا آنجا گسيخت كه محبوسين سياسى از زندان درآمده راه خانههاى خود پيش گرفتند و بعد از آن نيز خود را از دسترس مأموران حكومت دور ساختند . اقامت آقا در مسجد بعبارتى يكنوع بست نشستن بود و بدينوسيله از اقدامات ديگر مصونيت مييافت .
بصير السلطنه حكمران جديد اردبيل
اين وقايع مقارن كودتاى 1299 خورشيدى ايران بود و سقوط دولت پيشين و عدم تسلط كامل دولت جديد موجب شده بود كه ايلات و عشاير اردبيل شرارتهاى گذشته را تجديد و بى نظميهائى در اطراف شهر بوجود آورند . در اين گيرودار بصير السلطنه بحكومت اردبيل منصوب گشت و تا سراب پيش آمد ولى با اغتشاشاتى كه در منطقهء اردبيل موجود بود مصلحت در آن ديد كه در سراب بنشيند و براى ايجاد