تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
او بنا بوظيفهء خود بنفت‌فروشان دستور رفع مضيقه داد ولى نفت‌فروشان بعضى از مقامات متنفذ محلى را ، با دادن نفت ببهاى ارزان ، با خود همراه كردند و گويا با تقديم مبالغى وجه نقد به اين و آن نيز حاميانى براى خود يافتند . مردم چون از تهران و تبريز اقدام مساعدى نديدند از آقا ميرزا على اكبر استمداد نمودند ليكن او هم حكم « النّاس مسلّطون على اموالهم » را بهانه آورده كارى از پيش نبرد و اين خود موجب شايعات جديدى گرديد . از جمله آنكه گفته شد كه نفتچىها پانصد تا هفتصد تومان وسيلهء ميرزا موسى داماد و برادرزادهء آقا ، به غلامعليخان كاشى نايب الحكومه دادند و اين كار علاوه‌بر آنكه آنها را در اجحاف خود جرىتر ساخت . موجب حسن رابطه بين نايب - الحكومه و آقا ميرزا على اكبر نيز گرديد .

اختلافيكه بر سر مجلس ختم شادروان سيد محمد طباطبائى در اردبيل پيدا شد

هنوز مردم از تجاوز نفت‌فروشها رهائى نيافته بودند كه بگير و به‌بندهاى جديدى شروع شد و مسئلهء فعاليتهاى سرى بالشويكها و كشف شبكه‌هاى كمونيستى موضوع روز گرديد . تفتيش دولتى ، توأم با بازجوئى كسان آقا ، از مردم آغاز گشت و جمعى بيگناه تحت تعقيب درآمده تحويل زندان شدند . هدف اين اقدام ارعاب مخالفان و سرجنبانان و تنبيه افراد نادانى بود كه جلوى زبان خود را نگرفته سخنانى دربارهء انقلاب روسيه مىگفتند . از كسانى كه در اين واقعه گرفتار شد بيش از همه فرزند حاجى مير نقى در خاطرها باقى مانده است كه بدين تهمت خانه‌اش تفتيش گرديد و چند هزار تومان پول نقد او ، كه در زير خاك پنهان كرده بود ، بدست مفتشين و ديگران افتاد . حاج مير نقى سيد ضعيف الجثه و ساكت و بىآزارى بود كه در راستهء پير عبد الملك شغل بقالى و موم‌فروشى داشت و لذا سيد مومچى ناميده ميشد . دخالت او در امور سياسى باورنكردنى بود . ازاين‌رو مرحوم محسنى كشف شبكه در خانهء او را ، در يادداشتهاى خود توطئه‌اى قلمداد كرده نوشته است كه چند هزار تومانى كه در خانهء