تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
او از زير خاك پيدا شد از هاضمهء برپاكنندگان توطئه گذشت . آقاى غلامحسين حبيب - الهى بر خلاف نوشتهء محسنى به صحت اين واقعه معتقد است و چنين ميگويد كه در سال 1317 خورشيدى روزى در تبريز با شخصى بنام « كاويانى » آشنا گشتم كه در آن زمان ، يعنى در ايامى كه موضوع گفتار ماست ، در اردبيل خدمت ميكرد و رئيس تأمينات نظميه بود . او ( يعنى كاويانى ) سخن از وقايع مهم دوران خدمت خود در آنشهر بميان آورد و منجمله به اين واقعه اشاره كرد . من ( يعنى حبيب الهى ) ، چون مثل ديگران اين اتفاق را توطئه ميدانستم ، در قبول آن ترديد نمودم ولى كاويانى ، كه دست اندر آن كار بود واقعيت آن را تأييد كرد و وجود آن را يقينى و قطعى گفت . بارى واقعهء ديگر اين ايام برگزارى مجلس ختم براى مرحوم سيد محمد طباطبائى و مخالفت آقا ميرزا على اكبر با آن بود . سيد محمد ، بر خلاف بعضى ديگر از هم‌كسوتان خود ، در نهضت مشروطيت ايران پاكدلانه وارد شد و در تحصيل قانون اساسى و تشكيل مجلس شورايملى صميمانه جانفشانى نمود . او در اين سال ( يعنى 1299 خورشيدى ) بدرود زندگى گفت و خبر درگذشت وى بشهرها رسيده موجب اندوه عامه گرديد . دموكراتها و آزاديخواهان اردبيل بپاس خدمات و تلاشهاى او ، در مسجد اوچدكان ، مجلس ختمى ترتيب دادند ولى آقا ميرزا على اكبر بشدت با آن مخالفت كرده مانع تشكيل آن گرديد . غلامعليخان نايب الحكومه ، كه رابطهء نزديكى با آقا داشت از وى طرفدارى نمود و اين امر موجب شد كه تشكيل‌دهندگان مجلس ختم بتهران و تبريز شكايت كنند و موقعيت نايب الحكومه را بخطر اندازند . در اين ايام نايب الصدر در قسمت حيدرى خود را رقيب آقا ميرزا على اكبر ، كه همه‌كارهء قسمت نعمتى بود ، ميدانست و از مخالفان آقا حمايت مينمود . اين بود كه او نيز به مخالفت با غلامعليخان برخاست و براى تقويت ياران خود عده‌اى از تفنگداران فولادلو را به شهر آورد . غلامعليخان ، كه از جانب آقا ميرزا على اكبر حمايت ميشد ، اعلانى منتشر كرد