تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
داشت . حاضرين هم با وى همصدا شدند و فى المجلس كمكهاى مالى زيادى جمع كردند و بهاى ده هزار فشنگ فراهم نموده براى آنان ارسال داشتند . مسجد همچنان در ازدحام و جماعت با نگرانى منتظر ورود بالشويكها بود . اما ساعتى بعد معلوم شد كه اين خبر دروغ است و شايعه‌اى بيش نيست . مردم از مسجد متفرق شدند و آقا نيز به منزل رفت ولى خود او نيز نگران آينده بود و تصور ورود بالشويكها او را بيش‌ازپيش انديشناك ميساخت . اين بود كه يكروز دستور داد مردم عموما مسلح شوند و شب و روز كشيك دهند مبادا كه بالشويكها مخفيانه وارد شهر گشته مسلمانان را غافلگير سازند . هركسى براى خود سلاحى فراهم كرد و براى به كار بردن آن بتمرين پرداخت . جاى تمرين جلوى قلعه بود . مردان محلات در آنجا گرد آمده مشقهاى نظامى ميكردند يكى از روزها ، بدستور آقا ، براى رژه معين شد و در آن روز خود وى شمشيرى حمايل كرده در ميدان مشق حاضر گشت و در زير بيرقهائى كه بر آنها عبارت
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ »
نوشته شده بود قرار گرفت و از داوطلبان محلات ششگانهء شهر ، كه با پرچمهاى مخصوص خود از جلوى او مىگذشتند ، « رژه » گرفت . در اين رژه موافق و مخالف همه حاضر بودند حتى نايب الصدر ، مرد شماره يك منطقهء حيدريها هم حضور داشت و نيز سيصد نفر از سران عشاير و شاهسونان سوار بر اسب نمايشهاى جالب جنگى ميدادند . چون رژه بپايان رسيد و نمايش سواران تمام شد آقا ميرزا على اكبر بعرشهء منبرى كه در ضلع غربى قلعه و مقابل عمارت سالاريه ( در جاى ديوار جنوبى دبيرستان پهلوى كنونى ) گذاشته بودند بالا رفت و خطبهء هيجان‌انگيزى ايراد كرد و همگى را بدفاع از اسلام و ناموس ملى تحريض و ترغيب نمود . اين تظاهرات اثرات بسيار مهمى در جلوگيرى از نفوذ انقلاب بايران بوجود آورد و نگرانى عميقى در قفقاز ايجاد كرد تا آنجا كه بقول سالخوردگان حتى در لنكران بالشويكها از ترس حملهء آقا ميرزا على اكبر و مجاهدان اردبيل از شهر خارج شده مخفى گرديدند . بعدها كسانى دربارهء اين اقدام آقا سخنانى گفتند و سياست انگلستان را در آن
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 401 | بابا صفرى