ثانيا حقوق عقبافتادهء ادارهء حكومتى و امنيه و نظميهء آستارا ( را ) مرتبا تأديه فرمايند .
ثالثا تا رسيدن قوه و حقوق از دولت ، امر و مقرر فرمايند اعيان و تجار محترم اردبيل اظهار وجود كرده و كمر همت را بميان بسته از فرستادن مقدار تفنگ و فشنگ ، اهالى و مجاهدين دين مبين اين سامان را خوشوقت و روح مطهر حضرت ختمى مرتبت صلى اللّه عليه و آله و اولاد طاهرهء او را از خودشان راضى و خشنود ، و بيشتر از پيش بتحريض و تشجيع و تشويق فدائيان شرع مبين بيفزايند .
خاتمة تمنا داريم قبول فرمايند مراتب فدويت و ادعيهء خالصانهء اينجانبان را نسبت بوجود مقدس . عريضهء عموم معاريف و ريشسفيدان آستارا و رؤساى ايلات .
الاحقر الجانى على ابن حسن ( مهر ) . عند الاحقر الجانى عبد المجيد ( مهر ) . اقل السادات ابراهيم موسوى ( مهر ) . الاحقر شريعتمدار آستارائى ( مهر ) . اقل السادات و التجار مير هادى مير حبيب اللهى . رئيس قواى ملى آستارا خداداد معاونزاده . سالار اشجع ، ضرغام عشاير رئيس امنيه . رئيس نظميه . رفيع عبد اللهى . اقل التجار نقى مهديزاده .
اقل التجار حسين يعقوبزاده . الاحقر فاضل آستارائى . نايب الحكومه و نايب كار - گذارى در آستارا ، مهر و امضا . و 18 امضاى ديگر » .
هنوز اين نامه نرسيده بود كه آمدن بالشويكها جسته گريخته موضوع صحبتهاى خصوصى مردم شد و روزى بشدت خبر ورود آنها شيوع يافت و اضطراب و وحشت بزرگى در بين تودهء اردبيل بوجود آورد . مردم دكانها و بازارها را بسته سراسيمه راه خانه پيش گرفتند و گروه كثيرى نيز در مسجد آقا ميرزا على اكبر گرد آمدند . آقا كه بتازگى از سفر عتبات عاليات برگشته و روز پيش نيز نامهء آستارائيها را دريافت كرده بود بالاى منبر رفت و از بالشويكها و مرام آنها تقبيح نمود و مردم را بمقابله با آنها تهييج كرد و آن را از موارد جهاد اسلامى بشمار آورد .
احساسات مستمعين بشدت تحريك گشت ، بخصوص موقعى كه حسن آقا پسر خود آقا كفنپوش به پا خاست و آمادگى خود را براى يارى بمجاهدان آستارا اعلام
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٠٠