حسنشهرت وجيهالملهها استفاده نمايند برخى از نمايندگان مجلس را در شهرها از اين قبيل اشخاص مقبول العامه انتخاب كردند و در اردبيل نيز ميرزا بيوك آقا واهبزاده را يكى از آنان قرار دادند و علاوهبر او كسانى مثل حاجى تقى وهابزاده ، از سرمايهداران بزرگ ايران ، رشيد السلطنهء خسروى ، مالك بزرگ و رئيس طايفهء معروف يورتچى ، را بعنوان وكيل مجلس آذربايجان انتخاب كرده به تبريز بردند .
قصد ما در اينجا تبرئهء گناهكاران سياسى يا متهم ساختن بيگناهان اجتماعى نيست . ما بارها گفتهايم كه صرفا براى بيان واقعيات و حفظ حرمت حقيقت قلم در دست گرفتهايم و گرنه خود ديوانگى ميبود كه بجاى تدوين مجموعههاى ديگر و تقرب به صاحبان قدرت روز ، بمدح و ذم استخوانهاى پوسيدهء گذشتگان بپردازيم و فى المثل داستان مظلوميت ملا اماموردى و تعدى و ستمكارى امير معزز گروسى را زنده نمائيم .
بدينجهة است گوئيم كه شادروان واهبزاده در اين دوره از سرگذشت خود نيز مثل دورههاى پيشين فرد وطنخواه و ايراندوستى بود و از وضعى كه در آذربايجان پيش آمده بود بيزارى مينمود .
نگارنده در تابستان 1325 خورشيدى ، كه به قصد زيارت والدين خود ، از تهران باردبيل رفته بودم . روزى در ييلاق سرعين به آن نيكمرد برخوردم و از حالاتش جويا شدم .
او مرا به منزل خود برد و چون از خلوت بودن آن اطمينان يافت از بدى اوضاع آغاز سخن كرد و از رفتار نابهنجار سردمداران نابكار فرقه ، و عدم سازش روحى خود با آنها ، مطالبى بيان داشت كه چون اشاره بدانها ما را از موضوع كتاب باز ميدارد از ذكر آنها صرفنظر مينمائيم .
همينقدر ميگوئيم كه مرد جهانديدهء شصت و اند ساله بمانند طفلى بشدت گريه ميكرد و يك بيك علل استعفا و كنارهگيرى خود را از ستمهاى نمايندگى مجلس ، فرماندارى ولايت اردبيل ، شهردارى شهر ، كه يكى بعد از ديگرى به دو داده بودند ، برمىشمرد و قبول تصدى رياست دبيرستان دخترانهء شهر را نوعى خدمت و درعينحال بهانهاى براى رد مخالفت دشمنان خود ميدانست كه او را مخالف آزادى و دموكراسى مورد ادعاى فرقه قلمداد مينمود .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٧٦