تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
رئيس تلگراف از واقعه خبردار گرديد و بدون درنگ به طرف فولادلوها فرار كرد . يعقوب پاشا فرمانده قشون عثمانى چون بسراب آمد با اطلاعاتى كه از طرفدارى حاج شعبانعلى از تركها و مخالفت وى با انگليسىها داشت او را براى مذاكرهء تلفنى خواست . دوستان وى فورى كسى نزد او فرستادند و چون امير السلطنه هم از اردبيل رفته بود ويرا به شهر آوردند و او روز ديگر با يعقوب پاشا از طريق تلفن مذاكره نمود . ما از سخنان آن دو آگاهى نداريم ولى ميدانيم كه هنگام مراجعت حاج شعبانعلى به شهر دموكراتها استقبال پرشورى از او كردند و تظاهرات اينان كسانى مثل ميرزا اسماعيل ارباب را ، كه از همفكران حريرى و از مخالفان عثمانيها بودند ، سخت بوحشت انداخت . اينان و كسان ديگرى كه از انتقام حاج شعبانعلى و چيرگى يارانش نگران بودند در بين مردم به تحريك و تبليغ سوء عليه او پرداختند تا آنجا كه يكروز بازار و دكانها را وادار بتعطيل كردند و مردم را در مسجد جامع گرد آورده سخنان تندى گفتند و خروج حاج شعبانعلى و مير مهدى صدر الواعظين را از شهر خواستار شدند . شعاريكه آن روز ميدادند اين بود كه حاج شعبانعلى اهل زنجان و صدر الواعظين اهل قزوين است . خواست مردم آنست كه اينان بشهرهاى خود بازگردند و اردبيل را باردبيليها واگذارند . اين اقدام بسرعت در بازار اثر كرد و موجب ركود كسب‌وكار گرديد . قيمت اجناس تنزل نمود و صدمهء كلى بتجار و مردم وارد آمد ولى حاج شعبانعلى بدون آنكه خم بابرو بياورد بيرق اتحاد اسلام را بر دوش گرفته در ميدانها بسخنرانى پرداخت و پس از پايان سخنرانىها آن پرچم را در بالاى در خانهء حاج مجيد صادقى ، واقع در محلهء اوچدكان ، برافراشت و فرقهء اتحاد اسلام را در اردبيل موجوديت داد .

ورود عثمانيها به اردبيل

فرداى آن روز قشون عثمانى وارد اردبيل شد . حاج شعبانعلى و جمعى ديگر باستقبال رفتند و در ميان تظاهرات و احترام زايد الوصفى آنها را وارد شهر كردند . اين حرمت و تجليل از تركها در درجهء اول بمناسبت مخالفت و دشمنى مردم با روسها و انگليسيها ، يعنى