تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
سوارانى از طايفهء يورتچى با عجله خود را بدانجا رسانيدند و بناى تيراندازى و جنگ گذاشتند . در آنخانه كه در « كله محله » ( سرتيب‌آباد فعلى ) واقع و بخانهء حاج گنجعلى معروف بود حاج بابا خان و پنجنفر از مجاهدين و ياران وى بودند . آنها بدفاع پرداختند و چهار شبانه‌روز با دولتيان جنگيدند و چون فشنگهاى آنها رو باتمام نهاد شب پنجم از خانه بدرآمدند و خود را به جائى رسانيدند كه در آنجا اسب‌هائى قبلا آماده شده بود . بر اسب‌ها نشستند و بتاخت راه جنگل پيش گرفتند تا خود را بآستارا برسانند و با گذشتن از مرز از تعقيب حكمران اردبيل مصون مانند . گوينده‌اى چنين نقل ميكرد كه حاج بابا خان در آن چند روز ناكاميهائى براى حكمران فراهم كرده بود و چون امير السلطنه از وى سخت ميترسيد اين بود كه از طايفهء فولادلو نيز كمك خواسته بود تا به شهر بيايند و قواى حكومت را تقويت نمايند . سرداران فولادلو نيز با جمعى سوار آمده شب را در قريهء نيار مانده بودند . حاج بابا خان پس از آنكه از شهر بدرآمد راه آن قريه را پيش گرفت و چون وارد آن خانه شد يكسر باطاقى كه رؤساى فولادلو در آن مشغول ورق‌بازى بودند ، وارد گرديد . آنان كه هرگز چنين وضعى را تصور نمىكردند با ديدن حاج بابا سخت مضطرب گشته خود را باختند ولى حاج بابا به آنها تأمين داد و مقدارى فشنگ و قريب 450 تومان پول از آنان گرفته سواره بتاخت از قريه دور گرديد . هنوز مسافتى راه نرفته بود كه رؤساى فولادلو به خود آمدند و بتعاقب وى پرداختند اما بدون آنكه كارى از پيش ببرند دوباره بقريه بازگشتند « 1 » . فولادلوها بر او دست نيافتند ولى در قريهء « ويريد » در جنگل آستارا ، در حالى كه حاج بابا خان مشغول استراحت بود ، سواران رشيد خان طالش شبانه ويرا غافلگير كرده دستگيرش ساختند . خبر دستگيرى او باردبيل و آستارا رسيد و دوست و دشمن
هامش
( 1 ) - گويندهء اين مطالب حاج شيخ آقا بابا سمسار است كه اكنون در خيابان نظامى تهران پشت سازمان مركزى آتش‌نشانى مغازهء سمسارى دارد .