483 - 459 ميلادى سلطنت ميكرد آن را بنا نهاد و باذان فيروز ، يا اباذان فيروز ، يا فيروزگرد نام گذاشت « 1 » » .
در دايرة المعارف عربى همچنين آمده است كه « در تاريخ اين شهر بعضى مورخان ميگويند كه انوشيروان ساسانى هنگاميكه در آذربايجان اقدام بساختن شهرهاى ديگر مينمود اردبيل را تعمير كرد و ظاهر امر هم اينست كه اردبيل در آن تاريخ خراب بوده و اين پادشاه به تعمير آن اقدام كرده است » « 2 » .
برخى از محققين اردبيل را يك شهر كهن و تاريخى ميدانند و وجود آن را پيش از زمان زردشت تصور مينمايند . بعقيدهء اين عده لفظ اردبيل در اصل « آرتاويل » بود كه از دو جزء « آرتا » يعنى مقدس و « ويل » يعنى شهر تركيب مييافت و بدين عبارت اردبيل شهر مقدسى بود كه احيانا رشد و تكوين اوليهء آئين زردشت در آن صورت گرفت . كاظم رجوى از شعراى عصر ما چكامهء بلندى در اينباره سروده و اين معنى را ضمن ابيات آن آورده است :
آرت ويل باستانى كنزق ديرين بود * اردبيل و گنزهء حالاى آذربايجان
معنى آرتا مقدس معنى ويل است شهر * در زبان كهنهء شيواى آذربايجان
چون مقدس بود اين شهر از زمان زردهشت * آن گرامى بخرد داناى آذربايجان
آرت ويل و گنزق پيشين زمانى بودهاند * پايتخت قسمت بالاى آذربايجان « 3 »
مرحوم سيد جمال الدين صفوى در مقالهايكه بعنوان « گوشهاى از تاريخ اردبيل » در شمارهء اول مورخ ديماه 1328 نشريهء فرهنگ اردبيل نوشته از قول صاحب « حدود العالم » ، كه آن كتاب در قرن چهارم هجرى تأليف شده ، گفته است « اردويل از دو كلمهء ارد و ويل
هامش
( 1 ) -Encyclopedie de 1 'Islam . Paris . 1913 , V . 1 ,( 2 ) - دايرة المعارف عربى . بيروت . 1878 ميلادى . ج 3 .
( 3 ) - اين چكامه در نشريهء فرهنگ اردبيل كه در سال 1328 خورشيدى بسرپرستى نگارنده از طرف ادارهء فرهنگ اردبيل چاپ ميشد در شمارهء 3 سال اول آن درج گشته است .