تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
و خاكستر قرار گرفته است ، داستانهاى قابل توجهى را بيان خواهد داشت . صد حيف كه ما در اين قسمت از چنين مآخذى ، بىبهره مانده امكان استفاده نيافتيم و فقط با مطالعهء كتب تاريخ ، گفته‌هاى محدود مورخان را راهنماى خود ساختيم .

تاريخ پيدايش اردبيل

بارى تاريخ بنا و پيدايش اردبيل بدرستى معلوم نيست و بطور قطع نميتوان گفت اين شهر در چه تاريخ و بدست چه كسى بوجود آمده است . در خود شهر داستانى است كه از نسلهاى گذشته زبان به زبان نقل گرديده است و آن اينكه ميگويند : سرزمين اردبيل ، بسبب آنكه دور آن را كوه گرفته است در زمان بسيار قديم بر اثر ريزش برف و باران به شكل درياچهء وسيعى بوده است . روزى فرمانرواى آنحدود كه از كنار آن ميگذشت از مناظر دلرباى اطراف آن انبساط خاطرى يافت و آرزوى خود را در امكان خالى كردن آب آن ، و بناى عمارتى در آن محل ، با اطرافيان خويش در ميان گذاشت . دو مرد - پهلوان بنام « ارده » و « بيل » كمر همت بربستند و كندن مجرائى را براى خالى كردن آب آن بمسابقه قبول نمودند ، تا هريك بدين كار توفيق يابد پاداشى از فرمانروا دريافت دارد . آن دو در دو نقطهء دور از هم ، بكندن قسمتى از گدار كوه پرداختند . چون ارده كار خود را نزديك باتمام ديد با خود انديشيد كه مبادا تا وى مجرا را بپايان برساند بيل كار را انجام دهد و در مسابقه پيروز گردد ، اين بود حيلتى كرد و كسى نزد او فرستاد كه بدروغ توفيق ارده را در اتمام كار به اطلاع او برساند و بيل را از ادامهء آن باز دارد . بيل چون اين خبر بشنيد غصه مرگ شد و هنگامى كه ارده از سرگذشت او آگاهى يافت از رفتار ناجوانمردانهء خود پشيمان گرديد و با آنكه مجرى را كنده و خروج آب را ديده بود خود را از كوه به زير انداخت و با كشتن خويش ، خويشتن را از عذاب وجدان راحت ساخت . بهرحال مجرى كنده شد و آب از آن طريق ، كه امروز بنام « دوجاق » بر سر راه شوسهء اردبيل بمشگين قرار دارد ، خالى گرديد و شهرى كه در جاى آن بوجود آمد به حكم فرمانروا ، به ياد آن دو پهلوان ناكام « ارده‌بيل » خوانده شد .