زردشت چنين گويد « . . . در سن سى سالگى در كنار رود « دائىتىيا » به او يعنى زردشت امر شد كه مردم را بخداشناسى دعوت كند و آنگاه اضافه مينمايد كه « بعضى از علما تصور ميكنند كه رود مزبور ارس امروز » است .
وجه تسميهء « مغان » بعقيدهء جمعى از محققين ، بدانجهة است كه سالى يك بار پيشوايان آئين زردشت در آنجا گرد ميآمدند و بتعبير جامعهء امروزى ، در باب مسائل دينى « سمينار » هائى ترتيب ميدادند . چون معمولا سمينارهاى دينى در جوار مقدس - ترين امكنهء هر مذهب تشكيل مىشود ترتيب اجتماعات مذهبى موبدان زردشتى در اين سامان ميتواند دليل آن باشد كه اردبيل و سبلان از نقاط بسيار مقدس دين باستانى ايران بشمار مىآمده و احيانا محل بعثت و دعوت اوليهء پيشواى آن بوده است و در نتيجه در نظر پيشوايان بزرگ آن كيش داراى چنين قداست و حرمتى گشته است ؟ !
كسانى كه آتشكدههاى بزرگ زردشتى را در شيز و فارس و خراسان دليلى بر تعلق زردشت بدان نواحى ميدانند شايد كمتر بدين مطلب توجه نمودهاند كه اين معابد بيشتر در زمانى بوجود آمده است كه پادشاهان ساسانى ، بعد از قرنها حكومت اشكانيان ، برواج مجدد آن دين همت گماشته و براى جلب حمايت مغها و تحبيب مردم ، آن را كيش رسمى ايران قرار دادهاند . چنان كه كليساهاى بزرگ عيسوى نيز بعد از خود حضرت مسيح ( ع ) بوجود آمد و در روم و استانبول و نقاط ديگرى كه خيلى دور تر از مولد و محل بعثت او بودند احداث شد ، همچنانكه مساجد بزرگ اسلامى نيز بعد از رحلت حضرت محمد ( ص ) و در نقاط دور تر از شهر مكه « 1 » ، كه محل تولد و بعثت آنحضرت بود ، بنا گرديد .
ابوريحان بيرونى ، كه در قرن چهارم هجرى يعنى هزار سال نزديكتر از ما به زمان زردشت زندگى ميكرد ، در « آثار الباقيه عن القرون الخاليه » زادگاه زردشت را در دشت مغان ذكر نموده و مؤلف كتاب « تاريخ اردبيل و دانشمندان » كه اين قول را
هامش
( 1 ) - بناى كعبه قبل از ظهور دين اسلام است .