منهوبهء مردم بود اين بود كه عشاير بمخالفت با آنان برخاستند و سه طايفهء فولادلو ، يورتچى و امير عشاير خلخالى ، با نقشههاى جنگى ، تا نزديكيهاى سراب پيش رفتند و با سنگربندى و آرايش رزمى بجنگ آنان ايستادند . ولى چون شكست رحيمخان و فرار او بروسيه روحيهء آنانرا متزلزل كرده بود كارى از پيش نبردند .
فولادلوها كه جلودار آنها بودند به سختى با دولتيان درآويختند ولى با قتل رضا - قليخان رئيس آنطايفه ، كه از مبرزترين خوانين عشاير بشمار ميآمد ، و كشته شدن دو تن ديگر از سرداران خود ، روى بهزيمت نهادند . امير عشاير و نصر اللّه خان يورتچى نيز به سختى شكست خورده بخلخال گريختند . اردو در تعقيب آنها متوجه صفحات خلخال گرديد و بعد از يكى دو جنگ كوتاه ، به كلى آنانرا درهم شكست . امير عشاير و نصر اللّه خان تسليم شدند و تحت الحفظ همراه اردو باردبيل آمدند .
توجه اردوى دولتى بخلخال و جنگ با امير عشاير را مرحوم كسروى در تاريخ هيجده سالهء آذربايجان به نحوى بيان كرده است ولى شادروان محسنى اين داستان را بطريق ديگرى آورده است و اينك ما عين نوشتهء او را نقل مينمائيم :
« طوايف يورتچى و فولادلو و امير عشاير و ساير خوانين خلخال ، متحدا براى جلوگيرى از ورود اردوى دولتى تا نزديك سراب رفته و در آنجا تهيهء سنگر نموده و اردوى دولتى نيز از سراب حركت كرده در راه تلاقى فريقين و جنگ شروع گرديده رضا قليخان فولادلو كه از مبرزترين طوايف و شجاعترين مردان دورهء خود و از معروفترين طايفهء فولادلو بود و پيشقراول سوارگان و طوايف متحده ، كه تمامى اتكاء و اتكال و اطمينان امير عشاير برضا قليخان بود . در به دو جنگ از طرف اردو سنگر رضا - قليخان را به شصت تير گرفته ، رضا قليخان و دو نفر همراهان مشاراليه را مقتول ، محض مشاهدهء اين اوضاع تمامى سوارگان فولادلو و خامسلو و يورتچى رو بفرار گذاشته حتى قليچ خان خامسلو از محل جنگ تا نمين فرار كرده و امير عشاير و ساير سوارگان خلخال به طرف خلخال فرار نمودند . چون يورتچىها در سر راه اردوى دولتى واقع شده بودند و غير از تسليم چاره نداشتند سر اطاعت فرود آورند و امير عشاير بعد از فوت رضا قليخان
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٠١