تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
اردو چندين روز در اردبيل ماند و بترميم كسريهاى خود پرداخت تا براى تنبيه قوجه‌بيگلوها و ديگر طوايف مشگين بدان صفحات حركت نمايد . گفتيم كه رشيد - الملك حاكم بود و چون سروسرّى با عشاير و روسها داشت ، چنان كه معز السلطان سردار محيى را از آمدن باردبيل برحذر داشت ، يپرم و سردار بهادر را نيز از درافتادن با قوجه بيگلوها بيم داد و درصدد ممانعت از عزيمت اردوى دولتى بدان سمت برآمد . ليكن اينان باهوشتر و جنگ‌آزموده‌تر از ديگران بودند و از رفتار او بمكنون خاطرش توجه داشتند . اين بود كه به ظاهر انصراف خود را از حمله بدانها اظهار داشتند و چون چندى گذشت ، بعنوان اتمام حجت ، نامه‌اى خطاب بسران عشاير مشگين تهيه و به پيكى داده روانه نمودند و بفاصلهء شش ساعت بعد از رفتن وى نيز فرمان حركت اردو را صادر كردند و بقدرى سريع عمل نمودند كه حاكم و ستون پنجم عشاير را در مقابل كار انجام شده‌اى قرار دادند .

جنگ يپرم با قوجه‌بيگلوها

هنگام ورود قاصد بمشگين‌شهر ، خوانين در يك مجلس عروسى جمع بودند . او نامه را به آنها تسليم داشت ولى در همين فاصله هم اردو رسيده بمحاصرهء آنها پرداخت و جمعى از آنانرا كه غافلگير و رو بجنگ و گريز نهاده بودند مقتول يا دستگير ساخت . با اينحال طايفهء قوجه‌بيگلو ، كه از طوايف مهم و جنگجوى عشاير بود ، بجنگ با اردوى دولتى ايستاد و « سردار خان » رئيس آن طايفه به سختى پافشارى نمود ولى با قربانى كردن « بختور خان » ، « سلدوز خان » ، « هزار خان » ، « هاشمخان » و « حبيب خان » پنجنفر از رشيدترين فرزندان و نوه‌هاى خود ، و از دست دادن جمعى از سواران و تفنگداران دست از پيكار كشيده فرارى شد و غائلهء قوجه‌بيگلو خاتمه يافت . روز نهم خرداد اردو مظفرانه باردبيل بازگشت و بيش از چهل نفر از سران اشرار را باسارت با خود آورد . در اردبيل كميسيونى براى استرداد اموال مردم تشكيل شد و مجيد الملك برياست آن انتخاب گرديد و امور عشاير ، كه با وكيل الرعايا بود ، به ميرزا غفار خان تفويض گشت و پس از انجام اين كارها ستون مزبور ، در حالى كه شصت نفر از سران عشاير را