با يك سرعت فوقالعاده وارد زنجان ، و با يك همت مجدانه در عرض مدت قليل ، از اقدامات و خدمات شايان در باب تشكيل انجمن و ساير دوائر ، و انتخاب هيئت وكلا و قدغن بدعتهاى منهيه از شرب و مسكرات و افيون و غيره ، نسبت بعالم انسانيت و شرافت مشروطيت فروگذار نگشته ، و نفاق و ضديت طرفين را با تدابير حكيمانه و نصايح مشفقانه تبديل باتفاق و معيت نموده ، و آسايش و رفاهيت و امنيت را گوئى با خود سوقات و هديه آورده ، مثل سردار منصور حاكم جابر و مستبد را . . . بمقام عزل و استعفا رسانيده ، كمالات و خدمات آن مجاهد غيور و جسور و عوالم تدين و تمدن آن جوان پرجرئت نسبت بعالم اسلاميت و شريعت ، منظور خاص و عام ، و اثنى عشرى و جعفرى مذهب بودن او را احدى انكار نميتواند ، و شرط انصاف هم نيست .
پس از آنكه جناب آقاى ديندار منتقل شد كه متاع نفيس و گرانمايهء مشروطه در نقطهء زنجان رواج گرفت ، و آفتاب تمدن و حريت بر چهرهء اقبال مظلومان و هواخواهان مشروطيت طلوع پذيرفت ، ناچار در خانهء رياست مسدود و راه دخل و دخالت مفقود است ، و تعديات و تجاوزات مريدان مقطوع مىشود ، جناب آقا نيز لابد رشتهء فساد و عناد و نفاق و جهل را محكمتر سازد ، و تدبير با تذوير انديشه ، با حيل شرعى عظيمزاده را در انظار عوام متهم و به لامذهبى معروف نمايد آقا على و آقا احمد اخوىزادهء خود و ملا عبد الحسين لامذهب شاهنشينى ، و جمعى از طبقهء سادات دور از مواسات ، « سيد و اصل » و « سيد بشير » و « سيد تقى » و « حاجى ناجى » و « حاجى مهرعلى بزاز » و ساير عدلاء و غيره را بسرخود جمع و دستورالعمل داد كه در محافل آقاى عظيمزاده را به انتساب مذهب بابيه و تخريبات مذهب اسلاميه متهم ، و شهرت و رواج دهند . بلكه او را بدين بهتان از زنجان تبعيد كنند .
آقاى عظيمزاده ابدا به لغويات و جعليات و تدليسات مفسدين اعتناء نكرده همهروزه محض عمل بوظايف مدنيت و اداى فرايض انسانيت خود ، در يكى از مساجد ميان جماعت نطق مينمود ، و شهر زنجان را از رفاهيت و آسايش نتيجهء اقدامات و كمالات خود محسود مغرضين ميساخت ، و هواخواهان مشروطه را بآمال و آرزوى
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٩٧