سخنور بىنظير و ناطق پرشورى ميدانند و چنين ميگويند كه با وجود آنهمه مجاهدان قفقازى و آذربايجانى ، كه در كميتهء گيلان بود ، كاردانى و دليرى وى تا بدانجا رسيد كه جزو سردستگان آنها درآمد و فرماندهى قسمت مهمى از مجاهدان به دو سپرده شد .
شادروان كسروى ، كه شدت علاقهاش به تبريز گاهى او را مثل تيشه ساخته است كه همهچيز را بسوى زادگاهش بتراشد ، عظيمزاده را در تاريخ هيجده سالهء آذربايجان تبريزى قلمداد كرده است حال آنكه علاوهبر حسب و نسب و شهرت عظيمزاده به ميرزا على اكبر خان اردبيلى ، اسناد قديم و از جمله روزنامهء ايراننو در شماره 14 مورخ 22 شعبان 1327 قمرى او را عظيمزاده . . . اردبيلى معرفى كرده و چگونگى انتخاب او را از طرف سپهدار اعظم براى سركوبى مستبدين زنجان شرح داده است .
بارى بطورى كه در كتب تاريخ ضبط شده شب 14 ربيع الاول 1327 قمرى ( 16 فروردين 1288 خورشيدى ) قزوين به تصرف مشروطهخواهانى كه ، از طريق گيلان عازم تسخير تهران بودند ، درآمد . آنشب ، شب تولد محمد عليشاه بود و دولتيان جشنى برپا كرده مشغول خوشگذرانى بودند در اينموقع انقلابيون گيلان ، كه تا نزديكيهاى قزوين را در دست داشتند ، به شهر ريختند و روز بعد شهر را به تصرف درآوردند .
ما براى اولينبار در اينواقعه با نام عظيمزاده آشنا ميشويم و او را در يادداشتهاى تاريخى منجمله در نوشتههاى كسروى ، جزو سردستگان آنان ميخوانيم و سپس ويرا در رأس دستهاى مىبينيم كه براى محافظت پشت جبههء آزاديخواهان بزنجان اعزام گرديد .
توضيح آنكه مشروطهخواهان پس از تصرف قزوين درصدد حمله بتهران برآمدند ولى چون از مستبدين زنجان نگرانى داشتند مصلحت در آن ديدند كه ستونى بدانجا اعزام دارند و بدينطريق از پشت جبهه در امان باشند . عظيمزاده از طرف محمد - وليخان سپهدار اعظم بدين كار مهم نامزد گرديد و فقط ده نفر از مجاهدان را با خود برداشته عازم زنجان شد . كسروى در حق او مينويسد كه عظيمزاده « يكى از سردستگان مجاهدان و جوان دلير و زباندارى بود » با ميرزا على اكبر خان زنجانى ، كه او هم در دليرى از شناختگان بشمار ميرفت ، بدين كار مهم برگزيده شدند و وارد زنجان
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٩٤