و ترتيبات شهر را بر عهده ميداريم اينك رسما اعلان مينمايد : اولا از اين تاريخ ببعد استعمال تفنگ و فشنگ و طپانچه و آنچه كه از آلات ناريه صدق مىشود موقوف و متروك عنه داشته و نيز در كوچه و محلات بهمراه نداشته باشند . اگر چنانچه كسى بخلاف همين اعلان رفتار نمايد در صورت وقوع مكلف بر تكليف خود بوده و هرچه از آلات ناريه همراه داشته باشد ضبط و توقيف خواهد بود . ثانيا بتمامى تجار و اصناف و كسبهء بازار اردبيل اطمينان داده مىشود كه با كمال ميل و رغبت و با نهايت آسودگى مشغول تجارت خودشان بوده باشند . ثالثا اشخاصيكه بهر اسمورسم در قنسولگرى متحصنند با اطمينان مشغول كسب عمل خودشان بوده باشند . رابعا از اتباع دولت عليهء ايران ، از قبيل شاهسون و شهرى و دهاتى اگر ادعائى از يكديگر داشته باشند رجوع بحكام شرع نموده و موافق احكام شرع عمل خودشان را قطع نمايند . البته عموم اهالى از قرارداد فوق تجاوز نكرده از همان قرار رفتار خواهند نمود . فى 29 شهر شوال 1327 » .
اين اعلاميه تا حدى موجب اطمينان اهالى شد و كمكم شروع بترميم خرابىها و كسبوكار خود كردند . با اينحال روسها در پى طرح نقشههاى جديدى بودند و براى يافتن دستاويزى در اينباره ، كه سپاهيان روس با جنگ وارد اين شهر شدهاند ، بار ديگر رحيمخان را به شهر كشانيدند ولى چون خدا نخواست نقشهء آنها عملى شود بدست خود آنان نقشبرآب شد .
مرحوم محسنى داستانرا چنين آورده است كه در آنشب ، كه سالداتهاى روس وارد اردبيل شدند خواهرزادهء رحيمخان در شهر كشته شد . رحيمخان آن را دستاويز حملهء مجدد قرار داد و با تشويق كنسول روس ، عدهاى بالغ بر پانصد نفر از سواران خود را وارد شهر كرده از سمت عالىقاپو ( دروازهء شيخ ) روانهء محلهء طوى و بازار نمود .
چون با بودن سپاه رسمى دولت بهيهء روس در اردبيل چپاول و غارت مجدد بوسيلهء عشاير ناقض مفاد اعلاميهء سابق الذكر آنها بود بنابراين دخالت نظامى آنها در مقابل غارت عشاير حتمى مينمود . منظور كنسول آن بود كه چنين دخالتى را به صورت جنگ رسمى بين روسيان و عشاير درآورد و با تحصيل امضا و شهادتنامه از
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٨٥