اين كشور برپا كردهاند و براى فيروزى در ويتنام هتك حرمت كشور بيطرف كامبوج ضرورى مىباشد . اشغال ايران در جنگ دوم بينالمللى نيز چنين دستاويزى داشت و سپاهيان روس و انگليس ، بنام آنكه چند افسر و جاسوس آلمانى در ايران فعاليت دارند ، به حالت جنگ وارد اين كشور بيطرف و آرام شدند و ايرانرا سالها زير اشغال نظامى خود قرار دادند . اين كار آنقدر نمونه دارد كه ذكر آنها خود كتابهاى ديگرى بقطر چندين برابر اين كتاب مىشود . ولى همهء آنها در اين ضربالمثل ايرانى خلاصه مىشود كه گرگ بميش گفت چرا پائين آب را گلآلود ميكنى ؟
اين ضربالمثل داستان كوچكى را با يك گرگ و يك ميش مجسم ميسازد كه گرگ نزديك سرچشمه و ميش پائينتر از او آب مىخورد . گرگ طمع در ميش بسته دنبال بهانه ميگشت و از اينرو او را مورد عتاب قرار داده گفت چرا آب را گلآلود ميكنى . ميش هرچه دليل آورد كه اولا آب را گلآلود نميكند و ثانيا بفرض آنكه چنين كند زيانى بگرگ نميزند زيرا او در قسمت بالاى مجرا آب مىخورد . ولى اين دليلها به گوش وى نرفت و لحظهء بعد كه گوشت لطيف ميش را از گلوى خود پائين ميبرد ميگفت « چه دليلى بهتر از اين براى گلآلود نمودن آب ميتواند باشد ؟ ! . . . »
آنچه در اعلاميهء روسها قابل توجه است تاريخ اشغال شهر از طرف عشاير مىباشد زيرا در آن اعلاميه روز مزبور دوازدهم اكتبر ( برابر 26 رمضان و 19 مهر ) ذكر شده حال آنكه طبق مدارك موجود تا روز 13 شوال عشاير هيچگونه نفوذى در سنگر مدافعان شهر نداشتند و روز 13 آن ماه ( كه مطابق با 30 اكتبر 1909 و 9 آبانماه 1288 بود ) از دروازهء ابراهيمآباد رخنه كرده تا فردا چند كوچه پيش آمدند ولى بر اثر كوشش و فداكارى مجاهدان مجبور بعقبنشينى گشتند . ورود رحيمخان نيز به شهر بطوريكه گفتهايم روز 21 شوال يا هفتم نوامبر و 16 آبان صورت گرفت .
شايد اين اعلاميه نيز ، مثل تلگرام عشاير بمحمد عليشاه ، مدتها قبل تهيه شده و روز انتشار تاريخ آن اصلاح نگشته به همان وضع اول صادر شده است و الا تمام مدارك ايرانى موجود فرار ستار خان و سقوط شهر را زودتر از آن تاريخ ذكر ننمودهاند .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٨٣