تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و از آمدوشد كاروانيان در راه آستارا و اردبيل و تبريز جلوگيرى مينمايند . و بتازگى خبر رسيده كه اين ايلها همدست رحيمخان و بهواخواهى محمد عليشاه و بآهنگ برهم زدن مشروطه به كار برخاسته‌اند . فرمانفرماى آذربايجان ستار خان را با يكدسته از مجاهدان باردبيل فرستاد كه آرامش را در آنجا برپاى گرداند و ستار خان چون باردبيل رسيد پيش از همه خواست از مجاهدان قفقاز ابزار جنگ گرفته از شهر بيرون كند ولى در اين كار فيروزى نيافت و در همان هنگام شاهسونان و قره‌داغيان باردبيل نزديك ميشدند و آباديهاى سر راه را تاراج مينمودند . بسيارى از مجاهدان از ستار خان كناره جسته به تبريز بازگشتند و در دوازدهم اكتبر رحيمخان و شاهسونها بدرون شهر درآمده و با دستهء كمى كه بنگهدارى آنجا مىپرداختند جنگ آغاز نمودند . ستار خان و حكمران شهر را گذارده بطز پناهنده شدند و سپس آگاهى رسيد كه ستار خان بسراب گريخته است و چون اين پيشامدها بتندى رخ داده دولت ايران در سايهء بىپولى و نداشتن لشگر آراسته درست نمىتواند به زودى سپاه باردبيل برساند و در چنين زمانى قنسول روس در اردبيل تنها صد تن قزاق و دو دستگاه توپ كوچك براى نگهدارى خود دارد و براى آنكه اين نيروى اندك بتواند بستگان روس را پاسبانى نمايد قنسول دستور داد همه بستگان روس در قنسولگرى گرد آيند . در اين هنگام شاهسونان و قره‌داغيان دز را به سختى بمباردمان مىكنند و چون قنسولخانه پهلوى دز نهاده آنجا نيز زير آتش است از اين رهگذر كه جان قنسول و بستگان روس در زير بيم است دولت روس با شتاب دسته‌هائى از سپاه قفقاز به آنجا ميفرستد زيرا كه آوردن سپاه از تبريز و يا از قزوين باردبيل به زودى نخواهد بود » . اشغالهاى نظامى همواره با چنين دستاويزهائى همراه بوده است . وقتى هيتلر قبل از جنگ جهانى دوم خاك اطريش را اشغال ميكرد گفت كه قبر مادرش در آنجاست و براى امكان زيارت آن بايد كشور اطريش استقلال خود را از دست داده ضميمهء خاك آلمان شود ، و زمانيكه نيكسون رئيس جمهور آمريكا در سال 1970 ميلادى بكامبوج لشگر كشيد اظهار داشت كه دشمنان ما در ويتنام ستاد خود را در مرزهاى