رود ارس ) است حمله بردند . سپس از ارس گذشتند و بسوى ايران رهسپار گشتند و « آرتاويت
Artavet
» ( يعنى اردبيل ) . . . را ويران ساختند . « 1 »
آدام اوله آريوس استاد دانشگاه هولشتاين آلمان ، كه در سال 1637 ميلادى همراه جمعى بايران آمده و چند ماهى در اردبيل اقامت داشته است ، در سفرنامهء خود دربارهء اين شهر نوشته است كه « ميگويند اسكندر كبير نيز در موقع حمله بايران در اين شهر اردو زده است » .
اين مطالب مىرساند كه اردبيل يكى از شهرهاى قديم ايران است و قبل از اسلام قرنهاى متمادى كرسى آذربايجان و قسمت مهمى از اين كشور بوده است ولى حوادث تاريخى ، بخصوص حملات طوايف و زلزلههاى سخت ، بارها آن را ويران كرده و آثارى را كه امروز ميتوانست مدارك گويائى براى تاريخ آن حدود باشد بتاراج مهاجمين داده يا زير خاك مدفون ساخته است و چنان كه گفتيم روزى كه باقيماندهء آنها بدست نسلهاى آينده برسد بيقين حكايت هزاران سال تاريخ اين سامان را بازگو خواهد كرد و هر خشتى از آنها ، كه مانند قلعهء بسيار كهن سرعين « 2 » در زير صدها خروار خاك
هامش
( 1 ) - از يادداشتهاى پرفسور مينورسكى بر سفرنامهء ابو دلف .
( 2 ) - سرعين قريهاى است در 20 كيلومترى اردبيل كه بسبب آبهاى گرم معدنى شهرت دارد . در اين قريه ، در پشت خانههاى دهقانان ، تپهء مرتفعى است كه از ريختن خاكستر تنورها ، در مدتى متجاوز از هزار سال ، بوجود آمده است . در سالهاى اخير سكنهء آن دريافتهاند ، كه براى كاهگلمالى خانهها و ساختن بناهاى مورد نياز خاك اين تپه استقامت زيادى دارد و از اينجهت در بيست سال اخير هركسى كه بفكر چنين كارى افتاده ، قسمتى از دامنههاى تپه را كنده و مورد استفاده قرار داده است .
چند سال پيش در آنجا ديوارهء قلعه كهنهاى پيدا شده و در قسمتى از آن خشتهائى كه به طول 40 و ارتفاع 15 سانتى متر با ملاتهاى گلى بر روى پايههاى سنگى به كار رفته بود ظاهر گشته بود كه تأسفا دهقانان بدون توجه باهميت تاريخى آنها ، بنام آنكه خاك آنها دوام بيشترى دارد آن را نيز خراب كردند . با اينحال اين تپه هماكنون پابرجا است و روزى كه حفارى علمى در آن صورت گيرد قسمتهائى از تاريخ گذشته اين حدود را روشن خواهد نمود . لازم بيادآورى است كه اين خشتها از حيث شكل و اندازه شبيه خشتهائى بود كه در ديوار معروف كرمانشاه ، بين آن شهر و طاق بستان به چشم مىخورد و متعلق بدورهء ساسانيان مىباشد .