تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
بردارند بدون ترديد تاريخ گذشتهء اردبيل درخشندگى خاصى پيدا خواهد كرد . با اينحال نميتوان در قدمت اردبيل ترديد داشت و بخصوص اهميت آن را در دنياى قبل از اسلام ناديده گرفت ، زيرا در نوشته‌هاى جمعى از مورخان قديم آثارى به نظر ميرسد كه ، اگرچه ممكن است بطور مستقيم معطوف اين شهر نباشند ولى بطور غير مستقيم مدارك قابل توجهى در اينباره بشمار ميآيند و ما را از مطالبى ، ولو خيلى مجمل ، در باب گذشته‌هاى اين شهر آگاه ميسازند .

اردبيل كرسى آذربايجان قديم

« موسى خورن » يكى از نويسندگان قديم ارمنى است كه در قرن چهارم ميلادى ميزيسته و نوشته‌هاى او نزد تاريخ‌نويسان از اسناد مورد اعتبار مىباشد . او فهرستى از استانهاى ايران در عهد ساسانيان باقى گذاشته كه بقول مؤلف كتاب ايران باستانى « ماركوارت » دانشمند آلمانى ، آن را ترجمه و بنام ايران شهر چاپ و منتشر كرده است . طبق اين فهرست ايران در آن دوره به چهار ايالت بزرگ يا « پاذكس » تقسيم ميشد و نظر باهميت و اعتبار هريك از آنها باستانداران آنها تخت نقره از طرف پادشاه اعطا ميگرديد . قسمت سوم اين استانها ، در فهرست مذكور ، « باختر » ذكر شده و شامل آذربايجان و ارّان و ارمنستان و ولايات جنوبى و غربى درياى خزر بوده است . آذربايجان ، بقول خورن ، دو پايتخت يا دو كرسى داشت ، يكى اردبيل و ديگرى « گنزك » يا « شيز » قرون اسلامى ، كه امروزه بنام « تخت سليمان » خوانده مىشود « 1 » « بل‌سكان » يا بلاسجان نيز كه محلى در 14 فرسخى اردبيل بود از نقاط مهم اين استان بشمار ميآمد چنان كه « سيسكان » يا سيسجان در كنار رود ارس هم از مراكز حساس اين قسمت محسوب ميشد . در نوشتهء اين مورخ ارمنى مركز ايالات چهارگانه ذكر نشده ولى در تشكيلات ادارى ساسانيها مورخان نوشته‌اند كه ، استاندارى كه قلمرو حكومت وى در سرحد « خزر » ها قرار داشت بجاى تخت نقره تخت طلا بوى داده ميشد . خود ماركوارت
هامش
( 1 ) - « ايران باستانى » تأليف شادروان حسن پيرنيا . تهران مطبعهء مجلس ، 1306 شمسى .