آلمانى در سخنرانىايكه راجع به اين قسمت از ايران قديم كرده گفته است كه در تشكيلات دوران انوشيروان ، آذربايجان مركز شمال بود و شمال را در آن عهد « كوستى آپاختا » يعنى « بسوى شمال » ميناميدند و حاكمنشين آن « آرتاويد » يا اردبيل بوده است « 1 » .
خزرها طوايفى بودند كه در اراضى شمال غربى درياى خزر زندگى ميكردند و شهر « اتل » يا « اديل » « 2 » قديم و « حاج طرخان » كنونى مركز آنها را تشكيل ميداد .
اينان مردمى بيرحم و خونخوار بودند و ساكنان دنياى متمدن آن روز و از جمله سكنهء قفقاز و ارّان و ارمنستان و آذربايجان را مورد تاختوتاز قرار ميدادند . اين بود كه استاندارى كه در مقابل آنها قرار داشت وظيفهء بس مهمى را عهدهدار بود و از مقام و منصب عالى و تخت طلائى نيز بهرهمند ميگرديد . چون در ايالت سوم ، كه قسمتى از آن مجاور اراضى خزرها بود ، به غير از اردبيل شهر بزرگى در فهرست موسى خورن ديده نميشود و طبق صريح نوشتهء او ، اردبيل كرسى شمالى آذربايجان بوده است ، بدين اعتبار ميتوان گفت كه مقر استاندار زرين تخت عهد ساسانيان ، اين شهر بوده و از عظمت و موقعيت سياسى و ادارى خاصى بهرهمند مىگشته است .
هجوم خزرها باردبيل
با اينحال در مواقعى كه دولت ايران فاقد قدرت كافى ميبود خزرها آذربايجان و خاصه اردبيل را مورد تاختوتاز قرار ميدادند و از كشتن مردم و بردن اموال آنها خوددارى نميكردند زيرا راه ايران از ارّان ، ارمنستان ، قفقاز و ماوراى آن از اين شهر ميگذشت و طوايف مهاجم نيز با استفاده از اين معبر بفلات ايران ميآمدند .
« لوند
Levend
» تاريخنويس ديگر ارمنى در يكى از گزارشهاى تاريخى خود بحملهء طوايف شمالى اشاره كرده نوشته است كه « هون » ها از راه دربند و سرزمين « مسكت
Muskut
» گذشته به پياتكران
Pyatakaran
» كه همان « بيلقان » ( ايالت قديمى ارمنستان در كنار
هامش
( 1 ) - مجلهء ايرانشهر . 1305 خورشيدى . چاپ برلن .
( 2 ) - رود ولگا كه در اين شهر بدرياى خزر ميريزد در قديم بنام اين شهر رود « اديل » خوانده ميشد .