روس ، كه رحيمخان از آنان هوادارى مينمود ، و خانهها و حجرههاى ايشانرا نگهدارى ميكرد ، خانه و حجرهء كسى بىتاراج نماند . مردم تماشا ميكردند و يغماگران كالا و كاچال را بار كرده ميبردند . كسى كه اين هنگامه را ديده چنين ميگويد زنان شاهسون هركدام با چند شترى به شهر شتافته بودند و پى هم بار كرده راه ميافتادند » .
در بازار و سراهاى تجارتى مغازه و حجرهاى نمانده بود كه درهاى آن نشكسته و اجناس آن بيرون نريخته باشد و در محلات دور و نزديك خانهاى نبود كه اثاث آن تاراج نگشته بيغما نرفته باشد . در آندوره موضوع آمار و برآورد خسارت اجتماعى معمول نبود تا بتوان گفت كه چه مقدار بر اين شهر زيان وارد گرديد . ولى براى مجسم ساختن ثروت آن روز اردبيل بايد گفت كه مركزيت تجارتى اين شهر بازارها و انبارها و كاروانسراهاى بزرگ و متعدد آن را پر از كالا داشت و رفتوآمد مرتب بروسيه و تجارت با نقاط دوردست ، خانهء اكثريت مردم را پر از اثاث و مبلمان روسى و لهستانى و اطريشى كرده بود .
روزگارى كه هنوز در تهران و مركز كشور ، جز در خانهء عمال مهم دولت ، ميز و صندلى ديده نميشد خانهء اغلب تجار و سرمايهدار اردبيلى با بهترين صندليهاى لهستانى و ميزهاى روسى « مبله » شده بود و تختخوابهاى فنرى مزين ، اطاقهاى خواب آنها را مجلل ميساخت . سيم و زر ، به صورت زينت آلات زنان ، به مقدار بسيار زيادى در خانهها موجود بود و پارچههاى ترمه و زرى و مخمل و ماهوت رختدانها را ، به شكل لباس و يا طاقههاى گرانبها ، پر مينمود . همهء سكنه فرش داشتند و تعداد سماورى كه بغارت رفته بيشمار بوده است . آفتابه لگن ورشو ، ساعتهاى شماطهدار گرانبها ، صندوقهاى ساخت روسيه ، ديگ و مجموعه و مسينهآلات ، قليانهاى نقرهء منقوش كمنظير ، رختخواب و متكاهاى پر قو و ديگر اشياى خانهها همراه توپهاى پارچه ، كيسههاى قند و شكر جعبههاى چاى ، عدلهاى خشكبار و ادويه و ، آنچه كه در بازار پر از متاع آن روز اردبيل موجود بود همگى بار چهارپايان گرديده از شهر خارج شد و خشونت و وحشيگرى مهاجمين رعب و وحشت خاصى بر همه مستولى گردانيد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٧٤