تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
ميريختند و كيسه‌هاى آنها را خالى كرده براى بار كردن اجناس ديگر مورد استفاده قرار ميدادند . بازار اردبيل در آن تاريخ بالغ بر پانزده سراى بزرگ تجارتى داشت « 1 » و در هريك از آنها ، كم‌وبيش ، در حدود يكصد تجارتخانه موجود بود و در آنعهد كه موضوع سرقفلى معمول نبود كوچكترين آنها با چند هزار تومان يا بيشتر واگذار ميشد . سراى حاجى احمد موقعيت خاصى داشت زيرا مركز تجارت امتعهء خارجى بويژه ادويه - جات بود . غارتگران نخست اجناس آن را تاراج كردند و بعد براى آنكه نقشهء روسيان بدقت اجرا شود بدستور رحيمخان آن را آتش زدند و دو روز بعد ، كه هنوز هم دود از ويرانه‌هاى آن برميخاست كنسول روس را كه با رحيمخان و امير موقر همراهى ميشد براى بازديد و تماشاى آن آوردند . مرحوم محسنى مينويسد تماشاى آن روز كنسول طورى صورت گرفت كه عامىترين مردم نيز به علت اين واقعه پى بردند و اين كار را مقدمهء ورود قشون بيگانه دانستند . قتل و غارت ، بطوريكه گفتيم ، سه روز به طول انجاميد ، بااينحال حسينعلى خان فولادلو تا روز 29 شوال در اردبيل باقى ماند و بعد از آن تاريخ بود كه تاب تحمل نتايج جگرسوز اعمال وحشيانهء خود و همدستانش را نياورده بدنبال ديگران از شهر بدر رفت ، بخصوص كه خبر آمدن قواى دولتى نيز از راه آستارا و سراب قوت گرفته سخن از ورود آنها در ميان بود . حال آنكه سربازان روس نيز بتدريج وارد شده اختيار شهر را در دست گرفته بودند . رحيمخان خود روزها بقلعه ميآمد و شبها در قريهء كلخوران ميخوابيد . او در
هامش
( 1 ) - نام برخى از اين سراها بدينقرار بود : سراى دو گوچى ( برنج فروشها ) ، سراى گلشن ، سراى حاج شيخ الاسلام ، سراى زنجيرلى ، سراى حاج ميرزا ( سراى خشكبارچى ) سراى وكيل ، سراى حاجى احمد ، سراى ميرزا رحيم ، سراى حاج امين ، سراى حاج شكر ، سراى جهودها ، سراى مجيديه ، سراى تبريزيها و . . .