اعزام كمك كرده است . والى كه از داستان فرار ستار خان بى خبر بود در جواب وى ، كه همانروز حضورا مخابره شده ، شكل تخليهء اردبيل و سرنوشت قورخانه و مهمات را پرسيده است .
براى آنكه خوانندگان را در جريان احساس مسئوليت والى يك ايالت بزرگ ايران نسبت بسرنوشت رقتبار اردبيل ، كه خود وى ماهها قبل از آغاز حمله و غارت از آن مطلع و براى جلوگيرى از پيشامد هرگونه اختيار داشت ، قرار دهيم عين تلگرام ويرا نقل ميكنيم :
« جناب مستطاب اجل رشيد الملك . شكل تخليهء اردبيل چطور بوده است .
قورخانه و توپخانهء آنجا را چه كردهاند . سليقهء سردار ملى چيست . جمعيت شاهسون و قراچهداغى را چقدر تخمين ميكنند . ما بين اينها و اردبيلى چه گفتگو شده است . با سردار چقدر سوار آمده . از حاجى خواجهلو و كيكلو و حسينعليخان طالش چه اطلاع داريد . عنايت السلطنه و علاء السلطنه و ساير سركردگان چه رأى ميدهند و چه استعداد دارند . اردوى تبريز كه امروز حركت كرده است شجاع الدوله هم با عدهء سوار حاضر مىشود . سعيد الملك را هم ميفرستم اما اتخاذ رأى صحيح موقوف باطلاعاتى است كه خواستهام . مخبر السلطنه » .
مندرجات اين تلگرام كنون نيز مايهء تأسف اردبيليان است زيرا چنان كه ملاحظه مىشود سرنوشت رقتبار دهها هزار مردم اردبيل بهيچوجه مورد عنايت والى نبوده و اگر راست باشد كه سردار ملى و مدافعان اردبيل ، بنحويكه امير خيزى و كسروى هم آوردهاند ، بدفعات تقاضاى ارسال فورى جنگافزار و استعداد كردهاند ، اين جمله كه « شجاع الدوله هم با عدهء سوار حاضر مىشود . سعيد الملك را هم ميفرستم » خالى از سرزنش نخواهد بود و ذهن انسان را از قبول قضاوتهاى نامساعد برخى از مورخين دربارهء والى مصون نخواهد داشت . چه او كه اكنون بدين كار مصمم گشته است اگر بموقع بدرخواست سردار و مردم جواب مساعد ميداد اردبيل و ايران را از يك بلاى خانمانسوز رها مىساخت . ولى چه شد كه چنين نكرد بر ما روشن نيست .
بارى رشيد الملك در جواب تلگرام ، براساس اطلاعاتى كه يار محمد خان -
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٦٨