تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
نكات چندى در اين نوشته به چشم مىخورد منجمله آنكه از طرز گفتار سردار و جواب مجدد برادر اسماعيل خان سرابى چنين بذهن خواننده متبادر مىشود كه سردار اشاره بمحاصره شهر و بسته شدن راهها نموده و چاره را منحصر به ماندن در اين شهر و « دست برنداشتن از مدافعه » دانسته است ولى برادر اسماعيل خان اين مشكل را حل كرده گفته است كه او به همه راههاى اطراف آگاهى دارد و ميتواند آنها را از محاصره درآورد . اطرافيان سردار كه با بيانات وى از زندگى نوميد گشته بودند چون اين بشنيدند « همه صدا بصدا داده گفتند بايد همين امشب از اردبيل بيرون برويم » . امير خيزى باحترام ستار خان از تصريح وضع آن شب امساك كرده و به اشاره آورده است كه « كار به جائى رسيد كه سردار مجبور شد كه رأى عموم را بپذيرد » و بدينطريق از طغيان و عصيان آنها جلوگيرى كند . شادروان كسروى هم ، كه كتابش را بيست و سه سال نزديكتر از امير خيزى به زمان ستار خان نوشته است ، گفته است كه « ستار خان تا توانست ايستادگى كرد و هر روز چشم به راه بود كه قورخانه برايش برسد و گشايش پيدا شود و چون از هيچ‌جا گشايشى نشد و از فشنگ بيكباره سختى روى داد ناگزير شدند از نگهدارى شهر چشم پوشيده برهائى خود كوشند و گويا شب پانزدهم آبان ( 22 شوال ) بود كه نزديك بدميدن بامداد از آنجا بيرون آمدند » .

مخابرات رسمى دربارهء سقوط اردبيل

رشيد الملك ، فرمانده كل اردوهاى كمكى ستار خان ، كه بدستور والى از تبريز حركت و در سراب متوقف بود در تلگرام مورخ 16 شوال خبر فرار ستار خان را بمخبر السلطنه والى آذربايجان مخابره كرده نوشته است كه سردار ناهار را در دو فرسخى سراب خواهد بود . گرچه اين تلگرام از لحاظ تاريخ صحيح نيست ولى حكايت از آن دارد كه سردار و يارانش از « نزديك بدميدن صبح » تا « ناهار » بتاخت حركت كرده و در اين فاصله بالغ بر ده فرسخ راه پيموده‌اند . رشيد الملك در اين تلگرام ترس و وحشت ساكنين سراب را نيز بوالى ابلاغ و ضمن اعلام اقدامات حكومت و انجمن آن شهر در استحكام كوچه‌ها ، موكدا تقاضاى